
جلسه ۷۳۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 12/11/1432
جلسه ۷۳۸
11طبق چه؟ اگر ما بخواهیم علم را این علم قرار بدهیم. یعنی با در نظر گرفتن اینكه علم باری نسبت به اشیاء مانند علم ماست، خب این اشكال پیدا میشود. صورت علمیه در ما، این صورت علمیه معلوم بالذات است. معلوم بالذات معلوم بالعرض میخواهد. معلوم بالذاتی كه معلّق علیهاش معلوم بالعرض است و آن یك امر معدوم است، چطور امر معلوم بالذات معلّق در یك امر عدمی میشود؟ این حرف ماست.
همین مشكل هم در علم عنائی است. چطور میشود در علم پروردگار كه مثل نفس ماست، صور اشیاء باشد ولی آن معلوم بالعرض خارجی نباشد؟. صحبت ما در این است پس بنا براین آن چیزی كه در ذات پروردگار است و انشاء به او تعلق میگیرد؟ آن چیست؟ آیا صرفاٌ صرف صور است، یا این همان معلوم خارجی است. اینجا ما این را گفتیم، كه اگر آن معلوم خارجی نباشد، و آن معلوم خارجی امر معدوم باشد، نفس باری تعلق علمیهاش به امر معدوم، موجب محالیت است. موجب جهل در ذات باری میشود.
پس بنابراین یا باید ما قائل باشیم كه ذات باری نسبت به اعیان خارجی كه در بستر زمان قرار میگیرند عالم است و زمان در مثل مادیات شرط برای ظهور وجود خارجی آنهاست، یا باری نسبت به اینها باید جاهل باشد، همانطور كه در بعضی از این تفاسیر در این آیات قرآنی كه دارد:
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَه الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ1 آمدهاند برای تفسیر گفته اند كه معنا ندارد كه علم، معلول برای وجود خارجی افراد باشد، معلول برای مجاهده باشد، معلول برای جهاد فی سبیل الله باشد. خب قبل از جهاد فی سبیل الله خدا عالم نیست دیگر!! میگوید این كار را بكنید كه خدا بداند. پس اگر نكند یعنی نمیداند دیگر. لمّایعلم اللَه یعنی چه؟ یعنی علم خدا معلول برای جهاد شماست!! انكشاف این حقیقت خارجیه مترتّب بر خود آن حقیقت خارجی است. آیات قرآن این را میگویند دیگر!! خب چه توجیهی میكنند؟
- سوره آل عمران (٣) آيه ١٤٢
