اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 12/11/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۳۸

13
  •  این نفس وجود، وجود به اصطلاح عینی، همان عبارت است از همان ظهور، لمّایعلم اللَه الذین منکم یعنی معنایش این است كه تا برای شما ظاهر بشود. این ظهور خارجی در بستر زمان برای شما پیدا بكند. ولی برای خدا لمّایعلم اللَه اصلًا به عبارت دیگر معنا ندارد!!

  •  پس بنابراین معنای عالم قضاء كلی و عالم قدر، آن معنا این است: قضاء كلی می‌شود علم عنائی. در علم عنائی حق، ما امر مبهم اصلًا نداریم. چرا؟ چون گفتیم امر مبهم مساوی است با امر معدوم، امر توهمی. اگر یك شیئی بخواهد وجود داشته باشد، باید تشخص داشته باشد. چون وجود مساوی با تشخص است.

  •  ولی چون ما معنای تشخص را معنای محدود می‌گیریم، نمی‌توانیم خوب تصور كنیم كه چطور یك تشخص می‌تواند آن قابلیت سِعِی را داشته باشد. آن به یك تشخص ارتباط ندارد، به خود آن ذات موجود بر می‌گردد كه آیا موجود در ذات سعه و استعداد توسّع را دارد یا ندارد. این قابلیت به این ذات برمی‌گردد. كتاب استعداد توسع را ندارد. همین است. از اینجا این‌طرف‌تر نمی‌رود، آن‌طرف‌تر هم نمی‌رود. ولی موج استعداد توسع دارد. می‌آید اینجا می‌خورد، می‌رود در آن اتاق، آن اتاق را هم می‌گیرد و می‌رود آنجا، هزار تا گیرنده هم بگذارید اینجا، همه‌ی گیرنده‌ها می‌گیرند. این قابلیت توسع دارد. آب قابلیت توسع دارد. شما اینجا خالی‌اش بكنید می‌رود آنجا. ولی كتاب این قابلیت را ندارد. خب این به چه برمی‌گردد؟ به ذات خود اشیاء بر می‌گردد. به خودِ نفس موجودیت اشیاء برمی‌گردد.

  •  این شیئی كه در ذات باری به عنوان علم عنائی وجود دارد، این شیء، لاجرم همان عینیت خارجی است و همان خصوصیت خارجی است كه تحقق پیدا می‌كند بالأخیر. این همان است. كه بالاخره ... بله؟

  •  تلمیذ: پس بین قضاء و قدر هیچ تفاوت نیست؟

  •  استاد: هیچ تفاوت نیست! منتها! تفاوت فقط برمی‌گردد به علم ما! مثل بدا. مثل مسأله‌ی بدا. در مسأله‌ی قضاء و قدر هیچگونه تفاوتی وجود ندارد. این روایاتی كه ما داریم در اینكه نمی‌دانم دعا قضا را بر می‌گرداند، دعا موت حتمی را بر می‌گرداند، دعا فلان چیز را بر می‌گرداند، این‌ها مراتب وصول به تعین است. یعنی وقتی كه در علم باری یك حقیقت عینیه‌ی خارجیه ثبت می‌شود، این حقیقت عینیه‌ی خارجیه مراتبی را طی می‌كند كه تا این‌كه به آنجا برسد دیگر. یك مرتبه كه به وجود نمی‌آید. بالاخره این حالاتی را طی می‌كند. خصوصیاتی را طی می‌كند.