
جلسه ۷۳۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 12/11/1432
جلسه ۷۳۸
17در حالی كه همین فعلیت بوده، برای من مجهول بوده است. پس مسألهی قدر یك مسألهی چیست؟ جهل است! و فقط بر میگردد به جهل ما و عدم اطلاع ما نسبت به آن تعین و فعلیت خارجی! امّا نسبت به خود ذات باری، و نسبت به آن افرادی كه این جریان فیض از نفس آنها هست، مانند معصومین و نسبت به آن اولیاء الهی كه واقف هستند، نسبت به آنها چیست؟ هم قضاء معلوم است، هم قدر معلوم است. همهاش معلوم است! قضاء معلوم است كه یك قضیهای قرار است بیاید، آن قضیه هم مثلا موت است، موت هم به این كیفیت است و در این آمدن به اینجا با موانعی برخورد میكند، مسائلی اتفاق میافتد، علل و عوامل همدیگر را دفع میكنند، بالاخره آن صورت خارجی پیدا كردنش رخ خواهد داد.
امام رضا علیهالسلام وقتی كه به مأمون میفرماید یك بچهای از زن تو، كنیز تو برای تو پیدا میشود، كه یك زائده در انگشت كوچك دست راست او بوجود میآید.1 ـ بچههایش هم نمیدانم چرا قراضه بودند مثل خودشان! ـ این كه امام رضا به این شخص اینطور میفرماید، این كه هنوز شكل نگرفته و شاید هنوز آن هم حمل هم برنداشته است. حضرت چه را میبیند؟ حضرت آیا در خودش جعل میكند؟ یعنی این صورت را جعل میكند؟ اینطور كه نبوده است.
حضرت همان قدر را دارد میبیند الآن. نه قضاء را. یعنی این قضاء كه میخواهد اتفاق بیفتد از اوّل سیرش، كه چطور این حمل بر میدارد، تمام این سیرِ حمل و گذشت یك هفته و دو هفته و بعد مسائلی كه اتفاق میافتد و نه ماه میگذرد و چه خصوصیاتی در این انجام میشود، همه را به عنوان قدر، هر لحظه، كه چه قدری ... ـ خب هر لحظه برای خودش یك قدر دارد دیگر، خب یك وجود دارد دیگر، توهمی كه نیست ـ تمام این قدر، همه را دارد میبیند و آخرش هم آن قدر این است، آهان این! یعنی آن نقطهی آخر چه؟ به این سیر میگویند قضاء كلی كه برای ما مجهول است.
- عيون اخبار الرضا، ج ٢، ص ٢٢٤ و منتهى الآمال، ج ٢، ص ٤٨٤، چاپ ١٣ انتشارت هجرت.
