
جلسه ۷۳۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 12/11/1432
جلسه ۷۳۸
25بعد از زمان مرحوم آقا، من این مطلب را احساس كردم. كه خلاصه یك مسألهای دارد اتفاق میافتد1 و خیلی برای من سخت بود. خیلی. با توجه به آن حالم، روحیهام، احساسم نسبت به افراد، خیلی برای من مشكل بود. فقط تنها چیزی كه باعث شد خیلی سهل باشد، گفتم تمام اینها در مرئی و منظر خدا هست دیگر! آیا مرئی و منظرامام زمان هست یا نیست؟! و بعد هم، مگر این امتحان فقط برای ماست؟ مگر ما از دماغ فیل افتادیم؟ خیر همه بودند، همهی افراد، اشخاص، بزرگان، اینهایی كه فوت كردند، خب این هم كه استثنا برنمیدارد، بسیار خوب، این هم یكی.
وقتی اینطور شد گفتیم بابا هرچه بادا باد! دیگر گفتم بادا باد، بادا باد! لذا اینهایی كه بود كه سهل است، هزار برابرش هم اتفاق میافتاد، آن بادا باد را ما زدیم. و الآن هم میزنیم و از این به بعد هم میزنیم. بادا باد! حالا دیگر همه حساب خودشان را بكنند. خودمان هم مثل بقیه، فرقی نمیكند. خودمان هم مثل بقیه. جریانی، تكلیفی است آدم باید انجام بدهد! منتها باید دستمان را بگیرند، دستمان را بگیرند! ارتباط را بیشتر كنند! محبت را بیشتر كنند، مودّت را بیشتر كنند! اینها همه به جای خودش هست. همهی اینها به جای خودش هست. آن وقت كه گفتم بادا باد، یك چیزی بود بالاخره. هنوز مرحوم آقا فوت نكرده بودند. یكی دو ساعت مانده بود.
این مسئله اصلًا به طور كلی نشان داد كه ما همه در یك سلك هستیم. همهمان یك جور امتحان میشویم. همهمان یك جور امتحان میشویم. نوعش فرق میكند ولی طریق امتحان یكی است. طریق برای حركت یكی است.
لذا الآن گاهی اوقات یك مسائلی كه اتفاق میافتد، حتی در بین خودمان، و خیلی برایتان تعجب میآورد كه آره چطور مثلًا این آقا با این كیفیت ...؟ میگویم تعجب ندارد آقا، آقا مشكل نیست! برو خوش باش! صفایت را بكن! دیگران مشكل دارند، مشكل داشته باشند، چرا ما خودمان را به در و دیوار بزنیم.
- براى اطلاع بيشتر رجوع شود به اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٥١٦
