
جلسه ۷۳۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 12/11/1432
جلسه ۷۳۸
26چندی پیش مشهد بودم، والده بودند، یك مسألهای اتفاق افتاد. گفتم بابا ما با هم آشتی هستیم، حالا آنها با ما آشتی نیستند بروند مشكلشان را حل كنند. من چهكار كنم؟ چرا من بیایم خودم را ناراحت كنم كه فلانی به ما أخم كرد، آن یكی ابرویش را آنجور كرد، آن یكی فلان ... نه! نه! تا حالا چند سال گذشته است؟ بقیهاش هم بیاید رویش! ما خلاف نكنیم، از آن مسیری كه گفتند از آن مسیر تجاوز نكنیم! چرا بیاییم بیخود اعصاب خودمان را خراب بكنیم. چرا؟ حالا كه یك شخصی یك مدتی با ما بوده، به یك افكار دیگری افتاده، چرا ما بیاییم خیلی خودمان را درگیر كنیم؟ خودشان میدانند. انشاءالله خود او هم بالاخره درونش یك تغییر تفكراتی پیدا بشود.
حضرت پیامبر یا امام صادق ـ یكی از این دو، نمیدانم ـ فرمودند كه كافر و منافق وقتی یكی وارد جمعشان بشود، خوشحال میشوند. و وقتی از میانشان برود، ناراحت میشوند. ولی مؤمنین نه. وقتی یكی وارد جمعشان بشود، خوشحال میشوند. اگر بروند، نه طوری نیست! آبشان را میخورند بابا! دعا میكنیم. دعا كردن هم خوب هست دیگر. دعا كنیم كه خدا ...
و این را هم باید بدانیم كه مبادا غرور ما را بگیرد! من به خودم میگویم. واقعاً من گاهی اوقات این مسائل را میبینم و گاهی اوقات احتمال میدهم یك مطالبی در شرف تكوین است، اوّل خودم میلرزم! خدایا ما را در این فتنه نگه دار! در این جریان! در این قضیهای كه میخواهد اتفاق بیفتد و اتفاق خواهد افتاد. یعنی میبینم دیگر كه یك جریانی است و به اینجا خواهد رسید و دست من هم نیست. بالاخره این خواهد شد. اوّل خودم میترسم! كه خدایا در این قضیه ما را كله نكنی! حالا كه مشیتت [بر امتحان است]
امام سجاد علیه السلام میفرماید: خدایا به هر میزانی كه مرا در میان مردم سر بلند كردی، در نفس خودم پست بگردان1. عجب دعای عجیبی است! عجب دعای عجیبی است! معجزهی ائمه اینهاست، این حرفهایشان. و الّا خورشید برگرداندن كه معجزه نیست.2
- وَ لَا تَرْفَعْنِى فِى النَّاسِ دَرَجَةً إِلَّا حَطَطْتَنِى عِنْدَ نَفْسِى مِثْلَهَا، وَ لَا تُحْدِثْ لِى عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِى ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِى بِقَدَرِهَا. الصحيفه السجاديه دعاء (٢٠) مکارم الاخلاق
- براى توضيح بيشتردر اين مورد رجوع شود به کتاب شريف روح مجرد، صص ٢٦١ تا ٢٦٧ و امام شناسى، ج ٤ صص ٩٣ و ١٨١ تا ١٨٤ و افق وحى، ص ٢٠٠
