
جلسه ۷۳۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 12/11/1432
جلسه ۷۳۸
27به همان مقدار در نفس خودم پست بگردان. یعنی من به مرتبهی عبودیت واقف بشوم. خودم این وسط نلرزم. واقعاً آدم میماند و فقط باید شكر كنیم! شكر كنیم خدا را كه الحمدلله كه تو لطفت شامل حال ما شده و الّا در بین افراد پیش خدا به اندازه ی سر سوزنی فرق نیست. سر سوزنی فرق نیست. هیچ تفاوت نمیكند. لذا این مطلب هست. كافر چرا خوشحال میشود؟ به خاطر اینكه احساس كمبود در خود میكند! وقتی یك نفر بیاید ...! دیدهاید؟ این احزاب سیاسی را دیدهاید؟ بلند میشود میرود صحبت میكند كه مثلا یك نفر از آن حزب را بیاورد در حزب خودش. اه! فلان حاجی بازاری آمده در حزب ما. ظهر كه میرود ناهار بخورد، یك جور دیگری در خانه را باز میكند. امروز حاجی فلان آمد در حزب ما و از حزب مخالف درآمد. با زنش كه حرف میزند، نمیدانم دیگر ابرویش را میاندازد اینجا ...،
برو بابا! چه خبره یابو؟! امروز آمده خب فردا میرود! آب إماله است این چیزها دیگر، تقریباً! این كه میرود داخل آن حزب كه نمیماند! اینجا كه خزانه نیست! بالاخره یك روزی ... امروز آمد اینجا، فردا با یك قضیه دوباره میرود در یك حزب دیگر! پس فردا میرود در یك حزب دیگر، هان؟ خوشحال میشود، هان، آمدند، آن یكی را میبیند پاشو برویم لابی كنیم، برویم صحبت كنیم، آن را بكشیم در حزب خودمان، اه! خوشحالند و فلان ... تقی به توقی كه میخورد همهی آنهایی كه آمدند هیچ، به اضافهی دو برابر رفتند! همه كلهها میآید پایین! چه شده بابا؟ مگر كشتیهایت غرق شدند؟
كافر به خود نگاه نمیكند!. ما كافریم، ها! همه كافریم، منافق به خود نگاه نمیكند، به درد خودش نگاه نمیكند، فقط به اعتباریات، اوهام و تخیلات نگاه میكند.
میرویم یك جایی سخنرانی، جمعیت آمده، به به! یك خرده همچین تبسمی هم میكند الحمدلله الحمدلله! حالا برویم یك جایی كه جمعیت كم است: إ! چرا این جور است؟ چرا اون جور است؟ اینها همه مربوط به چیست؟ به خودمان نگاه نمیكنیم! به تكلیفمان نگاه نمیكنیم. به وظیفهمان نگاه نمیكنیم. مرحوم آقا وقتی كه میرفتند مسجد، مخصوصاً روزهای جمعه كه مردم خیلی نبودند. اوّل ظهر خادم میرفت اذان میگفت. خودم بودم كه در اوّل ظهر یك نفر نبود، فقط ما بودیم! فقط ما بودیم ... همانجا الله اكبر ...! میخواهد كسی پشت سرش باشد، میخواهد نباشد! حالا بقیه چكار میكنند؟
