
جلسه ۷۳۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية درباره مطلب مرحوم سید، و انطباقش به مُثل افلاطونی 12/11/1432
جلسه ۷۳۸
28ـ یك خرده قرآن هم بخوان! سورهی جمعه بخوان! نیامدند؟ خب سوره صف را هم پشت سرش بخوان!
ـ بابا ساعت سه بعد از ظهر شد دیگر چقدر بخوانم؟ نمیآیند مردم پاشو برو بابا!
من خودم دیدهام ها! بنده خودم بودهام. طرف میخواست نماز جمعه بخواند، حالا اسمش را نمیآورم. مُرده، میخواست نماز جمعه بخواند همین قم. ما هم رفتیم نماز جمعه، هنوز نماز تشكیل نشده بود. خب مردم كم آمده بودند.
ـ سورهی جمعه بخوان!
شروع كرد آن شخص سورهی جمعه خواندن، سوره تمام شد، باران میآمد، آقا آنقدر طول داد و كسی نیامد تا اینكه بلند شد زد به خدا: به حمدلله امروز رحمت الهی باعث شده است كه جمعیت كم بشود!
چه شده؟ تو داری نماز جمعه برای جمعیت میخوانی؟! حرفت را بزن و بیا پایین تمام شد دیگر. آن خطبه آنوقت اثر دارد. و الّا این خطبه كه تو بخوانی هرچه هم بپری بالا، بپری پایین، این اثر ندارد. فیلم است. فیلم است. منتها یك فیلم را اینطوری بازی میكنند، یك فیلم را هم بالای منبر بازی میكنند.
آن خطبهای اثر دارد كه وقتی خطیب میآید نگاه به [انبوه] جمعیت میكند با این كه یك صف جلویش باشد فرقی برایش نكند! این، اینها چیزهاییست كه برای ما بیان كردهاند و ما باید به همینها ترتیب اثر بدهیم! اگر ترتیب اثر دادیم آنوقت همانجاهایی كه بار زمین میگذاریم، همان جا كه برسیم خدا دستمان را میگیرد! اگر ترتیب اثر ندادیم، بار زمین میگذاریم!
اگر آمدند و گفتند آقا شما دیگر این مسأله را انجام نده.
ـ إ؟! این همه ما زحمت كشیدیم جمعیت را ما جمع كردیم اینجا! اهه! برو كنار؟! خودم باید اینجا بایستم كار كنم. جمعیت را خودم آوردم اینجا آنوقت میگویی برو كنار؟ نفس شروع میكند به چه؟ در حالت قبل هی شروع میكرد به اطمینان دادن، سكینه دادن، آرامش دادن، ولی این برعكس هی نفت را زیاد میكند. هی شروع میكند نفت ریختن و ریختن و ریختن تا بعد به یك جایی میرسد كه آتش میگیرد. شروع میكند به حرف زدن. شروع میكند به غیبت كردن. شروع میكند در غیبت به تهمت زدن. اینها همه به خاطر چیست؟ درست نكرده! درست نكرده است!
