اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ولایت تکوینی و نقش واسطه‌گری ائمه اطهار در تدبیر عالم هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل مفهوم قضا و قدر و جایگاه سلسله علل در تحقق حوادث آغاز می‌شود و با نقد نگاه‌های سطحی به مسئله بداء و استمرار زمانی ولایت، به این نتیجه می‌رسد که ولایت یک حقیقت واحد و غیرمتدرج است. استاد با استناد به قاعده «کلنا نور واحد»، توضیح می‌دهند که اگرچه ائمه در عالم خارج دارای تعینات شخصی و خصوصیات بشری متفاوت هستند، اما در مقام حقیقت ولایت، همگی مظهر یک اراده واحد الهی برای تدبیر عوالم ملک و ملکوت‌اند. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام عبودیت و مقام ولایت، تبیین می‌کنند که چگونه مناجات‌های عاشقانه اهل‌بیت با خداوند، هیچ منافاتی با جایگاه رفیع آنان در تدبیر نظام هستی ندارد و این دو مقام در وجود مقدس ایشان به صورت هم‌زمان محقق است.

حقیقت ولایت و نقش ائمه در تدبیر عالم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه ولایت تکوینی و نقش واسطه‌گری ائمه اطهار در تدبیر عالم هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل مفهوم قضا و قدر و جایگاه سلسله علل در تحقق حوادث آغاز می‌شود و با نقد نگاه‌های سطحی به مسئله بداء و استمرار زمانی ولایت، به این نتیجه می‌رسد که ولایت یک حقیقت واحد و غیرمتدرج است. استاد با استناد به قاعده «کلنا نور واحد»، توضیح می‌دهند که اگرچه ائمه در عالم خارج دارای تعینات شخصی و خصوصیات بشری متفاوت هستند، اما در مقام حقیقت ولایت، همگی مظهر یک اراده واحد الهی برای تدبیر عوالم ملک و ملکوت‌اند. در نهایت، ایشان با تفکیک میان مقام عبودیت و مقام ولایت، تبیین می‌کنند که چگونه مناجات‌های عاشقانه اهل‌بیت با خداوند، هیچ منافاتی با جایگاه رفیع آنان در تدبیر نظام هستی ندارد و این دو مقام در وجود مقدس ایشان به صورت هم‌زمان محقق است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت ولایت و نقش ائمه در تدبیر عالم

17
  • «کُلّنا نور واحد» یعنى حیثیت ولائى و واسطى و رابطى بین مقام قضاء و مقام قدر

  • در مسئلۀ ولایت ائمه علیهم‌السلام دو جنبه باهم جلو مى‌آید؛ یک جنبه اصل همان ولایت است که در آن مسئلۀ ولایت بین رسول خدا و بین امام جواد علیه‌السّلام تفاوتى نمى‌کند. «کُلّنا نور واحد» این مى‌شود. «کُلّنا نور واحد» یعنى حیثیت ولائى و واسطى و رابطى بین آن مقام قضاء که مقام اراده است و مقام قدر که مقام تنزّل و در خارج است، آن یک امر واحد می‌شود که آن امر واحد، به نسبت واحد، همۀ ائمه را دربر دارد و همۀ ائمه را شامل است و آن همان‌ حقیقت واحده می‌شود لذا از هر کسی شما استدعا کنید مثل این است که از دیگرى کرده‌اید. این یک مسئله است.

  • حالا همراه این مسئله مسئلۀ دوم هست که به نفس هرکدام از اینها برمى‌گردد؛ نفس رسول خدا و سعۀ وجودى او با سعۀ وجودى امیرالمؤمنین فرق مى‌کند. سعۀ وجودى او با امام سجاد دوباره فرق مى‌کند. از نقطه‌نظر سعۀ وجودى و از نقطه‌نظر نفس هرکدام از اینها داراى خصوصیت خودشان و اختلافات مربوط به خودشان هستند. یکى از ائمه را شما مى‌بینید خشمگین مى‌شد ولی یکى از ائمه این‌طور نبود. یکى ابتسام داشت و شما در آن رفتار و خصوصیات و تعلقات اینها تفاوت احساس مى‌کنید و باید هم باشد، این براى چیست؟! به‌خاطر آن خصوصیات نفسانى‌ای است که براى جنبۀ [بشرى است]. همان‌طورى‌که شکل ائمه باهم تفاوت مى‌کند؛ شکل امام جواد با امام حسن دوتاست. شکل امام باقر با امام هادى یا امام عسکرى تفاوت مى‌کند. چشم‌هاى امام صادق ظاهراً رنگى بود، امام سجاد را مى‌دانم، چون پسر شهربانو همان دختر یزدگرد بودند،1 در میان ائمه یکى راجع به امام صادق داریم و یکى راجع به امام سجاد داریم که اینها از نقطه‌نظر شکل تفاوت داشتند. امام جواد هم یک شکل دیگر بودند. امام زمان هم پسر دختر پادشاه روم بودند که نوۀ پادشاه مى‌شوند. روم عجب جای خوبی است! به‌به به‌به! لذا اگر بگوییم که نسب امام زمان به‌ اروپایى‌ها مى‌رسد، غلط نیست! چون مادرشان بالأخره اهل ایتالیا و روم بودند! خلاصه بقیه‌اش براى بعد بماند!

    1. . امام شناسى، ج ‌17، ص 244، تعلیقه 2:
      «در کتاب مغز متفکّر جهان شیعه در ص 20 و ص 21 در میلاد حضرت امام جعفر بن محمد بن على الصّادق: چنین آورده است: زین‌العابدین علیه‌السّلام گفت: میل دارم نوه خود را ببینم اما نمى‌خواهم که او را از اطاق مادرش خارج کنى زیرا امروز هوا قدرى سرد است و بیم آن مى‌رود که سرما بخورد. آنگاه زین‌العابدین علیه‌السّلام از زن قابله پرسید: آیا نوه من زیباست؟ قابله جرئت نکرد بگوید که نوزاد ضعیف و نحیف است و گفت: چشم‌هاى آبى‌اش خیلى زیبا مى‌باشد. زین‌العابدین علیه‌السّلام گفت: از این قرار چشم‌هاى او شبیه چشم‌هاى مادرم ـ رحمة‌الله‌علیها ـ مى‌باشد. چشم‌هاى شهربانو دختر یزدگرد سوم و مادر زین‌العابدین علیه‌السّلام آبى رنگ بود و جعفر صادق بر طبق قانون مندل چشم‌هاى آبى رنگ را از جدّه بزرگ پدرى خود به ارث برد. روایتى وجود دارد مشعر بر اینکه چشم‌هاى ”کیهان بانو“ خواهر شهربانو هم که جزو اسیران خانواده یزد گرد سوم از مدائن به مدینه آورده شد نیز آبى رنگ بوده و اگر این روایت درست باشد جعفر صادق چشم‌هاى آبى رنگ را از دو شاهزاده خانم ایرانى به میراث برد. چون کیهان بانو دختر یزدگرد سوم نیز جدّه بزرگ جعفر صادق بود منتها جدّه مادرى او. على بن أبی‌‌طالب علیه‌السّلام که در مدینه حامى اسیران خانواده سلطنتى ایران بود شهربانو را به عقد ازدواج پسرش حسین‌ درآورد و کیهان بانو را با محمد بن ابوبکر، پسر خلیفه اوّل که او را مثل پسر خود دوست مى‌داشت تزویج نمود و بعد از اینکه على علیه‌السّلام خلیفه شد، مرتبۀ محمد بن ابوبکر را به قدرى بالا برد که او را والى مصر کرد و در آن کشور با تمهید معاویه به قتل رسید.»
/ 260