
جلسه ۷۴۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية مروری بر مطالب قبلی راجع به قضا 26/11/1432
جلسه ۷۴۳
10آن چه كه الآن ما باید به كار ببندیم، آنچه كه الآن باید از آن استفاده بكنیم چیست؟ چه مسائلی هست؟ آن جریان است، آن قضیه و واقعه است، آنچه كه أمیرالمؤمنین، ائمه، اولیاء خدا اینها عملًا كیفیت قرار گرفتن خودشان را در مجرای مشیت خدا، به ما ارائه میدهند1. یعنی تو هم همینطور باش!! حالا نه به آن حدّ، به آن حدّ كه اصلًا مُحال است ما برسیم. در همان حدّ خودت، همان مسئله خودت، برای یك قضیه داری كوشش میكنی، یك سال زحمت كشیدی، دو سال زحمت كشیدی، الآن به آن مسئله داری میرسی و میبینی نباید برسی! چه میكنی؟ چكار میكنی؟ الآن به این قضیه باید برسی، یك دفعه یك مانع پیش میآید، به آسمان و زمین فحش میدهی! یا اینكه نه: نشد كه نشد!
آسمان و زمین را به هم میدوزی، كه خلاف توقعت شده؟! به درك كه خلاف توقعت شده! مگر قرار است هر كاری كه ما توقع میكنیم انجام بشود؟!
یك یارویی به ما میگفت كه آقا من به چیزی كه خلاف توقعم است انجام نشود، به هم میریزم!
گفتم كه خب بریز! مگر دنیا را به دست توقع جنابعالی و آرزوهای جنابعالی ساختهاند؟ شاید شما توقع خیلی چیزها بكنید! خب حالا چون بنده به توقعم نمیرسم ...، این حرفها نیست آقا! دنیا حساب دارد! كتاب دارد! مدبّرات أمراً دارد، ملائكه دارد، لوح و قلم دارد، تقدیر و مشیت دارد، هركسی، هرچیزی جای خود را دارد، تو به اندازه سر سوزن هم در این عالم خلقت به حساب نمیآیی! بعد خودت را به اندازه منار و چنار فرض كردهای؟ یك سر سوزن هم به حساب نمیآیی، ما باید به اندازه سر سوزن برای خودمان حساب را داشته باشیم، واقعاً كل این كائنات را شما به حساب بیاورید، ببینید یك اپسیلون هم میشوید یا نمیشوید؟ حساب كنید زمین را، آسمان را، منظومه را، كرات را، كهكشان، را، حالا فقط همین دنیایش را، آخرتش بماند، آن عوالم بعد بماند، یك آدم دو متری، دو متری هم نیستیم، به یك و هشتاد هم نمیرسیم، این آدم یك و هفتاد و چند سانتی، چقدر به این آدم سهم دادهاند؟! من احساس میكنم اگر یك اتم را، ده میلیارد هم تقسیم كنند، آن یك ده میلیاردم اتم هم ما نمیشویم! آن وقت میگوییم: من اگر ببینم چیزی را كه توقعم نیست، خیلی به هم میریزم! خب به سم اسب حضرت عباس كه بهم میریزی!
- رجوع شود به کتاب افق وحى، ص ١٩٩ و ١٢٠
