
جلسه ۷۴۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية مروری بر مطالب قبلی راجع به قضا 26/11/1432
جلسه ۷۴۳
11ببینید! این مربوط به عدم فهم ماست! اولیاء الهی میآیند فهم میدهند، میآیند به انسان فهم میدهند، نه اینكه بیایند توقع انسان را برآورده كنند، آن خیانت است! اگر یك كسی را پیدا كردید به جای فهم دادن به شما آمد توقعات دنیویتان را برآورده كرد، او نسبت به شما خائن است! دنبالش نروید، پیاش را نگیرید! بروید دنبال كسی كه به جای برآوردن توقع، كلنگ در مغزتان بكوبد! نه چكش، كلنگ بزند در آن مغز خرابتان! و آن افكار پوسیده و گندیده را خارج كند! و آن خونِ متعفّن ذخیره شده در آنجا را با این كلنگ زدن بیرون بكشد، اگر دنبال این بروید! یك چیزی گیرمان میآید. اگر پیدا كردیم، یك چیزی گیرمان میآید1.
امّا اگر رفتیم دنبال یكی دیگر، آقا اونطور، آقا اینطور ... نه! چیزی گیرمان نمیآید! بعد بدبخت میشویم! یعنی اگر هم رسیدیم به آن مسئله، بدبخت میشویم. بنده در زمان مرحوم آقا ـ خب من پسر ایشان بودم ـ گاهی اوقات مطالبی پیش میآمد كه توقع ما این بود كه انجام بشود، با آن موقعیتی كه از ایشان ما سراغ داشتیم، یك مدت گذشت دیدیم نه بابا، این خبرها نیست! آب در هاون كوبیدن است! از این كنده دودی بلند نمیشود! فایدهای ندارد! و گاهی من میگفتم كه مسئله آقا اینطور است
میگفتند: بفرمایید! بفرمایید!
ـ چشم! ما میفرماییم! ما هم میفرمودیم!!
گاهی میرفتیم، یك چیزی میگفتیم، بفرمایید هم نمیگفتند:
ـ بله، بله، حالا، بله، بسیار خب.
گاهی اوقات میرفتیم، لبخند هم میزدند، یعنی خودتی!
اینها هركدام معنا داشت، یك مفهوم است، مفهوم دارد دیگر، و این مسائلی است كه باید ما اینها را در نظر داشته باشیم آقا. لذا این اولیاء و این بزرگان، اینها به دنبال اصلاح مردم بودند، مردم را اصلاح كنند و بالا ببرند. اگر فرض كنید كه به جای اینكه آدم بگوید اینطور بشود، آن طور بشود، میآمد و برای آنها توضیح میداد و برای آنها مسئله را بیان میكرد و آنها را آماده میكرد برای این قضیه، چقدر مطلب تفاوت میكرد؟
- رجوع شود به امام شناسى، ج ١٠، ص ١٧٩ و اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٢٩٠ و ٢٩١ و ج ٣، ص ٢٦٩ و مهر فروزان، ص ٤٢
