اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية مروری بر مطالب قبلی راجع به قضا 26/11/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۴۳

12
  •  اولًا كه دور و برش خلوت می‌شد، و دیگر آنقدر گله گله راه نمی‌افتادند ...!

  •  یك دفعه من دیدم یك بنده خدایی دارد از یك جایی می‌رود، و خلق خدا هم پشت سرش همینطور تا بیست سی متر همین‌طوری دارند می‌آیند و می‌روند خلق الله. بعد یكی این وسط خودش به من گفت: گفت كه فلان فوتبالیست هم جزوشان است، همه مردم برگشتند به او نگاه كردند! همه! یك فوتبالیست بود آمده بود، همه به او نگاه كردند!

  •  به به! عجب گله‌ای! همه برگشتند به او نگاه كردند و به او مشغول شدند! گفتم مردم بین فوتبالیست و بین این آقا فرق نمی‌گذارند! هیچ برایشان فرق نمی‌كند! اگر آن فوتبالیست هم استخاره می‌كرد، فكر كنم می‌رفتند دنبال او!

  •  اگر همان هم حمد می‌خواند ها! باور كنید ها! باور كنید دنبال او می‌رفتند. می‌گویید نه؟ خیلی خب! من یك چیزی یاد آن فوتبالیست می‌دهم، فردا ببینید دو كیلومتر در خانه‌اش صف كشیده می‌شود! یك مطلب، نه بیشتر!

  •  مردم همین هستند! كی دنبال فهم می‌آید؟! كی دنبال رسیدن به مطلب می‌آید؟ كی به دنبال دریافت آن درّ، از آن صندوق، برمی‌آید؟ كی این كار را می‌كند؟

  •  این مطالب و مسائل خلاصه از آن بزرگان یادگاری است.

  •  خب ما درباره این مسئله، تا آن‌جایی كه به نظر می‌رسید مطالبی گفتیم. خیال می‌كنم كه امروز اگر از روی متن بخوانیم، این یك ورق هم از دست ما راحت می‌شود، و بعد به مطلب بعدی می‌پردازیم.

  • وقال شیخنا و سندنا و سیدنا و من الیه سندنا فی العلوم ـ ادام اللَه علوه و مجده ـ فی بعض کتبه1. واقعاً این‌ها چه بزرگانی بودند كه اینطور مرحوم آخوند این تعابیر را راجع به این‌ها می‌آورد.

  • فی بعض کتبه العقلیه، انّ القضاء علی ضربین مختلفین، علمی و عینی. قضاء علمی و قضاء عینی. البته همانطوری كه ـ دیگر خیلی سخن به درازا كشید در روزهای قبل ـ عرض كردم كه اگر ما بتوانیم یك تغییر مختصری در عبارت مرحوم سید بدهیم، تقریباً همان مطلبی می‌شود كه خدمت رفقا عرض كردیم و آن این بود كه در قضاء علمی و عینی، آن‌چه كه مورد نظر است، عبارت از صور علمیه و صور عینیه نیست. بلكه صور علمیه در قضاء كلی عین صور عینیه است. منتها ابتداء حركتِ صور عینیه، از مبدأ به سمت كمال را، قضاء كلی می‌گویند، آن انتهایش را كه تعین خارجی است كه فعلیت پیدا می‌كند، به او قضاء جزئی و قدر می‌گویند. فقط فرق در همین است. و الّا هیچ تفاوتی از این نقطه نظر در این مسئله نیست. كه در قضاء كلی فقط صور علمیه باشند و برای تحقق خارجی، نیاز به گذشت زمان داشته باشیم. نیاز به گذشت سنوات و دهور داشته باشیم كه به واسطه گذشت، آن جنبه علمی در علم عنائی متبدّل به عینیت فعلی خارجی بشود. گفتیم همه این مطالب باطل است. یك امر بیشتر نیست. وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ.2 یك امر بیشتر نیست و آن اراده بر تحقق است. این كه اوّل اراده باشد بر نفس خود آن صور، بدون آن جهت خارجی، اگر این‌طور باشد، خب در این صورت همان‌طوری كه عرض كردیم توالی فاسد متعددی بر آن مترتب است.

    1. الافق المبين
    2. سوره القمر (٥٤) آيه ٥٠