
جلسه ۷۴۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية مروری بر مطالب قبلی راجع به قضا 26/11/1432
جلسه ۷۴۳
17فإنّه یجب أن یکون متناهی الکمیه به اصطلاح أنّما یوجد بالوعاء الدهر، این خبرش اینجاست. فإنّه یجب أن یکون متناهی الکمیه. امّا متناهی الكَمیه باید باشد سواء أکان فی الآزال أو فی الآباد یا اینكه در آزال این متناهی الكمیه باشد، یا در آباد یا در قبل، یا در بعد باید متناهی الكمیه باشد یعنی در ازل این به یك نقطه برسد، یا اینكه در ابد. در ازل نیست ولی در ابد در چرخش دهری این بتواند تحقق پیدا بكند!
خب، اینجا یك مطلبی بود كه من خدمتتان عرض كردم كه آنچیزی كه در ازل هست، همان چیز هم در ابد به همان كیفیت هست، و آن چیزی كه در ابد هست! همان در ازل هست1
مسئله ازل و ابد، مسئله قبل و بعد نیست بلكه مسئله ابتداء و انتهاء است آن ابتداء و انتهاء حالا چه قبل باشد، چه بعد باشد؛ تفاوت ندارد و فرق نمیكند، ازل به معنای ما لا إبتداء له، درست است، كه آن چیزی كه ابتداء ندارد، آن را میگویند ازل و أبد آن چیزی است كه انتهاء ندارد، این مسئله درست است.
امّا صحبت در این است كه اشیائی كه در این عالم خلق میشوند، یعنی در عالم وجود ـ نه در این عالم مادّه ـ اراده پروردگار به آنها تعلق میگیرد، در چه مرتبهای از ازل و ابد قرار دارند؟ در چه مرتبهای؟ بین ازل و ابد قرار دارند دیگر. بین ازل و ابد، یعنی یك امر ثابت. چون گفتیم هر نقطهای را شما در ازل بر آن دست بگذارید، آن نقطه مسبوق به یك نقطه قبل است، دوباره در این نقطه دست بگذارید، این مسبوق به یك نقطه قبل است و این اوّل ندارد، یعنی اوّلی كه از آنجا شروع كنیم، وقتی كه اوّل نداشت، پس ما در كجا قرار گرفتهایم؟ دیگر بین در اینجا معنا ندارد! چون چیزی نیست در اینجا، بین در آنجایی است كه دو چیز محدّد باشند، «بین» در آنجایی است كه دو چیز معلوم باشند. آنوقت ازلی دیگر در اینجا نداریم تا اینكه بین ازل و بین ابد قرار بگیریم. ما لا نهایه ابتدا ندارد، وقتی كه ابتداء نداشت، پس ما كِی هستیم؟ پس ما كِی بودیم، كِی هستیم؟ دیگر كِی بودیم معنا ندارد! چون آن ظرفی كه میخواهیم خودمان را در آن قرار بدهیم، آن ظرف ابتدا ندارد. پس ما در جریان و سیر خلقت قرار داریم، امّا نه بین ازل و ابد، این بین ازل و ابد تعبیر نارسایی است، لذا در اینجا میتوانیم بگوییم كه با مرحوم سید در اینجا اختلاف داریم. چه در آزال باشد چه در آباد، این تعبیر نمیتواند مسئله را برساند!
- رجوع شود به معاد شناسى، ج ٦، ص ١٩٥ و ١٩٦ و امام شناسى، ج ١٥، ص ٢٨٢
