
جلسه ۷۴۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية مروری بر مطالب قبلی راجع به قضا 26/11/1432
جلسه ۷۴۳
18وأنّ المادیات لیست فی القضاء، مادیات در قضاء نیستند، در قضاء فقط مرحوم سید میفرمایند صور علمی هستند، هنوز تحقق خارجی ندارند! أعنی بحسب الوجود العینی، وجود عینی ندارند فی وعاء الدهر الوجودی، عند ربّ القضاء و القدر متأخّره عن حصول موادّها، كه متأخر باشد از حصول موادّش، اوّل موادّش باشد، بعداً این صورت علمی بیاید در آنجا پیدا بشود، چون وقتی كه شما میخواهید از یك شیئی یك صورت برداری كنید، تا نباشد كه نمیتوانید. اولًا باید این باشد، بعداً بیایید از او عكس بگیرید، اگر این نباشد، شما از چه میخواهید عكس بگیرید؟ نقاش چه چیزی را میخواهد تصویر كند؟ باید یك چیزی باشد دیگر!
این صور، به این كیفیت نیست. بل هی و موادّها بحسب ذلک، فی درجه واحده. بلكه آنها و موادّش، به حسب ذلك، از این نقطه نظر، در یك درجه قرار دارند. یعنی آن صور علمی و صور عینی، در یك درجه قرار دارند، در وعاء دهر؛ نه در زمان. فلو سمعتنا نقول: إنّ المادیات إنّما هی مادّیه فی القدر مادیات در قضاء مادی نیستند، در قضاء صور علمیه هستند، ولی در قدر، در لوح محو و اثبات، آن قدر در آنجا تعیین میشود. وفی افق الزمان در افق زمان مادیات وجود دارد، لا فی القضاء الوجودی فی وعاء الدهر امّا در آن قضاء وجودی كه وجود به آن صور علمی تعلق گرفته است در وعاء دهر، اینطور نیست كه مادیات در آنجا باشند. وفی الحصول الحضوری عند العلیم الحق در علم عنائی حق، مادیات وجود ندارند فافقه، متوجه باش منظور ما را أنّا نعنی بذلک، ما قصدمان به این مسئله سلب سبق مادّه است در این نحوه از وجود، این كه سبقت مادّه را ما میخواهیم برداریم، نه اینكه مفارقت مادّه را! والإنسلاخ عن هاهناک نه اینكه بخواهیم اصلًا مادّه را از آنجا سلب كنیم و انسلاخ را.
ببینید مرحوم سید هم دارد به همان مطلب ما اشاره میكند. كه مادّه هم در آنجا هست، نه این كه نیست. منتها این ظهور خارجی مادّه، در اینجا نیاز به چه دارد؟ نیاز به زمان دارد. خیلی مطلب دقیقی میفرماید ها! البته عرض كردم اگر ما صرف نظر كنیم از كیفیت بعضی از تعابیر. فافقه عنّا نعنی بذلک سلب سبق المادّه فی ذلک نحو من الوجود در این نحوه از وجود كه این وجود، وجود علمی است، در آنجا داریم میگوییم این نحوه از مادّه، نیست. نه اینكه اصلًا مادّه از او مفارق است نه! مادّه در مرتبه خودش هست. یعنی مثل یك نوری كه شما تصور بكنید این نور كه الآن در اینجا دارید مشاهده میكنید، این نور الان دیگر ارتباطی با آن چراغ ندارد. آن چراغ این نور را از خودش ساطع كرده در وقتی كه چراغ آن نور را از خودش ساطع كرد، اینجا روشن نبود. وقتی كه اینجا روشن شده، در آن لحظه ارتباط به آن ندارد. درست شد؟ پس این حقیقتش از چراغ است، در وقتی كه هنوز اینجا روشن نبوده. حالا شما از نظر زمان هرچه میخواهید تصور بكنید، سیصد هزار كیلومتر هم تصور كنید این حرفها، بالاخره یك زمانی طول كشیده. یك سر سوزنی طول كشیده یا نه؟ خب طول كشیده دیگر.
