
جلسه ۷۴۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية مروری بر مطالب قبلی راجع به قضا 26/11/1432
جلسه ۷۴۳
20مگر شما گذشتگان خودتان را در خواب نمیبینید؟ آیا آنها در خواب دارای همین جسم هستند؟ جسمشان كه فرق میكند، جسم آنها جسم مثالی است، آن میشود مرتبه علیاء از مرتبه مادّه. پس این حقیقت در مثال هست، ولی مثال بدون مادّه، البته حالا با این تعبیر كه ایشان كردهاند. امّا آن مطالبی كه ما عرض كردیم خب فرق میكند، بدون مادّه است، همین مرتبه، در مرتبه بالا هست كه كه اسم او روح گذاشته میشود. وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي1 كه آن روح در مرتبه بالاتر هست. فرض كنید كه از ملكوت علیا و سفلی هم آنجا بالاتر میرود و به آن مرتبه بالا میرسد. پس همین صور علمیه بوده در آن عالم أعیان و مترتّب بر آن در یك عالم دیگر، صور مثالی بوده، یك عالم دیگرش، صور مادی بوده. خب این میشود تقریبا همان مطلبی كه ما گفتیم از این نقطه نظر كه هرجا كه صورت علمیه بوده، باید در آنجا صورت مثالیه هم باشد و هرجا كه صورت مثالی هست، باید در آنجا صورت عینیه هم باشد، گرچه ما نبینیم و گرچه زمان هنوز به آن نرسیده باشد!
پس مرحوم سید ایشان هم متفطّن به این مسئله بودهاند. خب از دست این صفحه پنجاه خلاص شدیم!
مرحوم آقا یك تشبیهی میكردند این افرادی كه اصلًا در نفسشان یك كینه عجیبی دارند و از آن كینه و حقد و آن سختی و صلابت و سفتی و تحجر نمیتوانند خودشان را بیرون بیاورند. تعبیر میكردند به این تمساح، كروكودیل. اینها وقتی كه یك طعمهای را بگیرند، فكّشان روی آن طعمه قفل میكند و اصلًا در نمیآید. این فك چنان میچسبد، بیچاره میكند، و آنقدر باید بزنند روی سرش و چه كنند.
یك دفعه من یك فیلمی را میدیدم خیلی خنده دار بود. یكی بود كلهاش را هی در دهان اینها میكرد، تئاتر بود، سیرك بود، یك دفعه كه سر را در دهان این كرد، آن هم صاف دهانش را بست! آنقدر زدند روی سرش و این چیزها، طوری كه چوب گذاشتند لای دهانش مگر ول میكرد؟ نمیدانم چه شده بود كه گفت حالا میخواهی با ما شوخی كنی، حالا بد نیست یك دفعه هم كمی مشت و مالت بدهیم، اعصاب سرت بیاید سر جایش یك خرده! ریلكس بشود! ... بعد كه این دهانش را باز كردند، این استخوانها خرد شده بود، بردندش و مُرد دیگر، اصلا این استخوانها عین اینكه پرس میكنند، با چه قدرتی این كار را میكند.
- سوره الإسراء (١٧) آيه ٨٥
