
ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی
تبیین جایگاه اولیاء خدا در تصرفات تکوینی و توحید افعالی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت ولایت تکوینی و نحوه ارتباط اولیاء الهی با مشیت پروردگار میپردازند. بحث با نقد رفتارهای عوامانه و خرافهآمیز در مواجهه با کرامات و معجزات آغاز میشود و بر این نکته تأکید میگردد که اولیاء خدا نه برای برآورده کردن توقعات دنیوی، بلکه برای ارتقای فهم و هدایت انسانها به سوی حقیقت عمل میکنند. در ادامه، با عبور از مباحث فلسفی پیرامون قضاء و قدر، تفاوت میان صور علمیه و عینیت خارجی تبیین شده و این حقیقت روشن میشود که اولیاء الهی با قرار گرفتن در مجرای مشیت حق، بدون تظاهر و خودنمایی، به انجام وظیفه میپردازند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر اراده الهی و پرهیز از تحجر و خودمحوری، به عنوان درسی برای عبور از تعلقات دنیوی و رسیدن به توحید افعالی به پایان میرسد.
ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت ولایت تکوینی و نحوه ارتباط اولیاء الهی با مشیت پروردگار میپردازند. بحث با نقد رفتارهای عوامانه و خرافهآمیز در مواجهه با کرامات و معجزات آغاز میشود و بر این نکته تأکید میگردد که اولیاء خدا نه برای برآورده کردن توقعات دنیوی، بلکه برای ارتقای فهم و هدایت انسانها به سوی حقیقت عمل میکنند. در ادامه، با عبور از مباحث فلسفی پیرامون قضاء و قدر، تفاوت میان صور علمیه و عینیت خارجی تبیین شده و این حقیقت روشن میشود که اولیاء الهی با قرار گرفتن در مجرای مشیت حق، بدون تظاهر و خودنمایی، به انجام وظیفه میپردازند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر اراده الهی و پرهیز از تحجر و خودمحوری، به عنوان درسی برای عبور از تعلقات دنیوی و رسیدن به توحید افعالی به پایان میرسد.
ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی
11خب ما دربارۀ این مسئله تا آنجایى که بهنظر مىرسید مطالبى گفتیم. خیال مىکنم که اگر از روى متن بخوانیم این یک ورق هم ازدست ما راحت مىشود و بعد به مطلب بعدى مىپردازیم!
البته همانطورىکه دیگر خیلى سخن به درازا کشید در جلسات قبل عرض کردم که اگر بتوانیم یک تغییر مختصرى در عبارت مرحوم سید بدهیم تقریباً همان مطلبى مىشود که خدمت رفقا عرض کردیم و آن این بود که در قضاء علمى و عینى آنچه که مورد نظر است عبارت از صور علمیه و صور عینیه نیست. بلکه صور علمیه در قضاء کلى عین صور عینیه است منتها ابتداء حرکتِ صور عینیه، از مبدأ بهسمت کمال را قضاء کلى مىگویند و انتهایش را که تعیّن خارجى است که فعلیت پیدا مىکند، به او قضاء جزئى و قدر مىگویند. فقط فرق در همین است والاّ هیچ تفاوتى از این نقطهنظر در این مسئله نیست که در قضاء کلى فقط صور علمیه باشند و براى تحقق خارجى، نیاز به گذشت زمان داشته باشیم. نیاز به گذشت سنوات و دهور داشته باشیم که بهواسطۀ گذشت، آن جنبۀ علمى در علم عنائى متبدّل به عینیت فعلى خارجى بشود.
﴿و ما أمرُنا إلاّ واحِدَةٌ﴾ یعنی ارادۀ بر تحقق
گفتیم که همۀ این مطالب باطل است. یک امر بیشتر نیست؛ ﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ﴾1 و آن ارادۀ بر تحقق است. اینکه اول اراده باشد بر نفس خود آن صور، بدون آن جهت خارجى، اگر اینطور باشد، خب دراینصورت همانطورىکه عرض کردیم توالى فاسد متعددى بر آن مترتب است.
کیفیت توسل حضرت آدم به خمسۀ طیبه علیهمالسّلام
علاوه بر آن که اصلاً در اینجا مطلب با خودِ آن روایات مسلّم ـ روایاتى هست که ضعیف هم نیستند ـ و منطبق با مبانی اصل هست. منبابمثال داریم که حضرت آدم براى قبول شدن توبۀ خودش متوسل به خمسۀ طیبه شده.2 خمسۀ طیبه در زمان حضرت آدم کجا بودند؟ اگر صرفاً وجود علمى آنها در علم عنائى بوده، کسى به صورت که توسل نمىکند! شما یک صورت را روى دیوار بگذار و یک نقش بکش، مدام بگو: ﴿أَمَّن يُجِيبُ ٱلۡمُضۡطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكۡشِفُ ٱلسُّوٓء﴾3 صورت که کارى انجام نمىدهد. عکسى که شما در خانه گذاشتهاید که کارى انجام نمىدهد. نقشى که بر دیوار کشیدهاید که دیگر کارى انجام نمىدهد، اگر انجام مىدهد، بروید انجام بدهید! کارى انجام نمىدهد. این چه مسئلهای است که حضرت آدم براى قبولى توبۀ خودش باید توسل به این خمسه پیدا بکند؟! جز اینکه آن حقیقت و آن واقعیت و همان عینیت آنها در اینجا وجود خارجى داشته است و به آن وجود خارجى حضرت آدم دارد متوسل مى شود.
- . سوره قمر (٥٤) آیه ٥٠.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهمالسلام، ج 2، ص 500؛ عوالم العلوم، ج ۱۱، ص ۲۷؛ بحار الأنوار، ج ۱۱، ص ۱۷5.
- . سوره نمل (٢٧) آیه ٦٢. روح مجرد، ص ٢٦٧:
«یا آن کس که دعای بیچارگان و درماندگان را برآورده میکند ـ در صورتی که او را بخوانند ـ و گرفتاری و مضرّت را از آنان برمیدارد؟!»
