اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت ولایت تکوینی و نحوه ارتباط اولیاء الهی با مشیت پروردگار می‌پردازند. بحث با نقد رفتارهای عوامانه و خرافه‌آمیز در مواجهه با کرامات و معجزات آغاز می‌شود و بر این نکته تأکید می‌گردد که اولیاء خدا نه برای برآورده کردن توقعات دنیوی، بلکه برای ارتقای فهم و هدایت انسان‌ها به سوی حقیقت عمل می‌کنند. در ادامه، با عبور از مباحث فلسفی پیرامون قضاء و قدر، تفاوت میان صور علمیه و عینیت خارجی تبیین شده و این حقیقت روشن می‌شود که اولیاء الهی با قرار گرفتن در مجرای مشیت حق، بدون تظاهر و خودنمایی، به انجام وظیفه می‌پردازند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر اراده الهی و پرهیز از تحجر و خودمحوری، به عنوان درسی برای عبور از تعلقات دنیوی و رسیدن به توحید افعالی به پایان می‌رسد.

ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت ولایت تکوینی و نحوه ارتباط اولیاء الهی با مشیت پروردگار می‌پردازند. بحث با نقد رفتارهای عوامانه و خرافه‌آمیز در مواجهه با کرامات و معجزات آغاز می‌شود و بر این نکته تأکید می‌گردد که اولیاء خدا نه برای برآورده کردن توقعات دنیوی، بلکه برای ارتقای فهم و هدایت انسان‌ها به سوی حقیقت عمل می‌کنند. در ادامه، با عبور از مباحث فلسفی پیرامون قضاء و قدر، تفاوت میان صور علمیه و عینیت خارجی تبیین شده و این حقیقت روشن می‌شود که اولیاء الهی با قرار گرفتن در مجرای مشیت حق، بدون تظاهر و خودنمایی، به انجام وظیفه می‌پردازند. در نهایت، این جلسه با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر اراده الهی و پرهیز از تحجر و خودمحوری، به عنوان درسی برای عبور از تعلقات دنیوی و رسیدن به توحید افعالی به پایان می‌رسد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ولایت تکوینی و مجرای مشیت الهی

14
  • آن‌وقت به این آقا مى‌گوید: شهید! همین آقاى رئیس جمهور ونزوئلا [به این قذافى‌] مى‌گوید: شهید؛ شهید راه وطن! حساب‌وکتاب چیست؟! قضایا چیست؟! مسائل چیست؟! خیلى عجیب است ها! خیلى عجیب است. آدم در بربریت و در توحش و وحشى‌گرى به کجا مى‌رسد! شیر مى‌آید دو سه‌تا را لت‌وپار مى‌کند مى‌گذارد و مى‌رود خوابش را مى‌کند. آن پلنگ مى‌آید یکى دوتا را برمى‌دارد... این در وحشى‌گرى به کجا مى‌رسد که مى‌گوید: همه بمیرند، من باشم! حرف من زمین نیفتد! عجیب است! آدم مى‌ماند که در این دنیا چه کسانى هستند!

  • و قالَ شیخُنا و سیدنُا و مَن إلیه سَندُنا فی العلومِ أدامَ الله علوَّه و مجدَه فی بعضِ کتبِهِ‌ العقلیةِ إنَّ القضاءَ على ضربینِ مختلفینِ علمیٌ و عینیٌ و کَما یَصح أن یُعنىٰ به ظهورٌ فی العلمِ و تمثُّلٌ فی العالمِ العقلی.1

  • واقعاً اینها چه بزرگانى بودند که این‌طور مرحوم آخوند این تعابیر را راجع به اینها مى‌آورد.

  • این قضاء علمى و عینى را قبلاً توضیح داده‌ایم.

  • فَکذلکَ یَصحُّ أن یُعنىٰ به وجودٌ فی الأعیانِ و عَلَّمناکَ أنَّه یَمتَنِعُ اللانهایةَ بِالفعلِ فی القَدَر لا فی القضاءِ فَرَبُّ القضاء و القَدَر وراءَ ما لا یَتَناهىٰ و لا یَضیقُ عن الإحاطةِ بِجملةِ ما لا نهایةَ له مجملةً و مفصلةً و هو واسعٌ علیمٌ.

  • در مسئله همان‌طورى‌که صحیح است؛ مقصود از این قضاء یک نحوه ظهور در علم باشد نه، در أعیان، که در عالم عقلى تمثل پیدا بکند بدون تجسم خارجى و بدون تعیّن خارجى در ظرف زمان.

  • قضاء ممکن است این‌طور باشد یعنى فقط صرف صورت علمیه باشد، فقط یک صورت علمیه‌اى از یک حادثه و پدیده‌اى در لوح محفوظ باشد، حالا اگر لوح محفوظ بگوییم، عالم قضاء بگوییم، قضاء کلى بگوییم، هرچه بگوییم [فرقی ندارد] اسم آن صورت علمى قضاست. همین‌که از عدم، متبدّل به یک وجود علمى شد یعنى بر این ماهیت، یک قضاء یعنى حکم الهى تعلق گرفت. قضىٰ علیه؛ یعنى حَکَمَ علیه‌... ﴿فَوَكَزَهُۥ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيۡهِ﴾2 موسی یک مشت در این گیج‌گاهش زد و طرف دراز شد. قضىٰ علیه یعنى حکم بر او کرد، حکم کرد یعنى کارش را تمام کرد و دیگر نگذاشت دست‌وپا بزند. یک مشت هم آبش شد و هم نانش! حضرت موسى انگار خیلى پهلوان بود و نمى‌شد با او شوخى کرد!

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 50.
    2. . سوره قصص (٢٨) آیه ١٥.
/ 613