اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴۵

12
  •  مثلا همین افرادی كه خب در روز غدیر، در ركاب پیغمبر بودند، این‌ها این‌طور نبود كه همه‌شان آن سی‌هزار نفر آدم معاند باشند. نه. این‌ها بالاخره هم این‌طرف را داشتند ... مختلف بودند. فرق می‌كرد. تفاوت داشت. معیارشان، معیار، صد در صد نبوده. مختلف بوده. معیارها، بعضی‌هاشان شصت در صد اخروی بوده، چهل در صد دنیوی بوده. بعضی‌ها پنجاه در صد، بعضی‌ها بیا پایین‌تر، بعضی‌ها برود بالاتر تا نود در صد دیگر، تا نود، حتی بالا. بوده، این معیار ... بعضی‌ها هم صد در صد بودند. صد در صد. وقتی معیار صد در صد آن‌طرفی باشد، دیگر پیغمبر چه زنده باشد، چه پیغمبر فوت كند، هر دو چی است؟ مسئله تفاوت نمی‌كند!

  •  بعد از رسول خدا هم همین معیار آمد. دو تا سه تا را آورد در كنار علی، بقیه را هم آورد در این‌طرف و آن‌طرف. بعضی‌ها هم نه این‌طرفی شدند و نه آن‌طرفی. رفتند برای خودشان!

  •  بعد به آن‌هایی كه معیارهایشان قاطی داشت، اگر شما نگاه كنید یكی بعد از سه روز دیگر برگشت پیش امیرالمؤمنین. یكی بعد از یك هفته. یكی بعد از ده روز. یكی بعد از دو هفته. این بعد از دو هفته یعنی چه؟ یعنی خیلی رفت بالا و پایین كرد. خیلی رفت مطالب را زیر و رو كرد. خیلی رفت خلاصه این‌طرف و آن‌طرف ... شاید پیش آن‌ها هم نرفته‌ها! لازم نیست هركس كه نیامده، رفته باشد بیعت كرده باشد و فلان. نه! مثلا رفته در خانه‌اش، یا مثلا گفته: ای وای، چه شد؟ برویم ببینیم چه شد؟ فلان ... چرا اینطوری شد؟ یا ...

  •  بنده خودم این وضعیت را در یك برهه تجربه كرده‌ام. از آن موقعیتی كه پیش آمد، و افراد در این مسئله واقع شدند و قرار گرفتند. خیلی جالب بود. خیلی مسئله، مسئله عجیبی بود! كه در همان موقع، من وقتی كه به چهره‌ها نگاه می‌كردم، به صورت‌ها نگاه می‌كردم، تمام آن‌چه را كه خوانده بودیم و بهمان گفته بودند، همه آن‌ها مثل یك پرده فیلم آمد جلو. كاملا چهره‌ها نشان می‌دهد كه الآن در او چه می‌گذرد. این نشان می‌دهد كه الآن دارد به چه فكر می‌كند. آن نشان می‌دهد كه الآن دارد در چه حال و هوایی است. این نشان می‌دهد كه از الآن شمشیر را بسته! از همین الآن! اصلا منتظر بوده كه یك همچنین قضیه‌ای اتفاق بیفتد كه فرض بكنید كه به خواست‌های خودش برسد. به منویات خودش برسد! وقتی كه آن قضیه‌ای كه همه می‌دانند اتفاق افتاد، بعضی‌ها با دمشان گردو می‌شكستند! از همان شاگردان مرحوم آقا! ها! حالا دیگر می‌توانیم آن‌چه را كه به واسطه خیلی از مسائل جرأتش را نداشتیم، حالا دیگر قشنگ می‌توانیم دیگر راحت بیاییم. من این را احساس می‌كردم‌ها! چنان خنده‌ای می‌كردند و چنان در صحبت و این‌ها خلاصه با شور و با هیجان مسئله را مطرح می‌كردند كه حالا انگار چه شده، از فتح چین و هند برگشته‌اند. توجه می‌كنید؟!