اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۴۶

13
  •   ـ خیلی خب بابا چشم! نزن بابا! نزن!

  •  بنده خدا می‌گفت: بابا هرچه بخواهید می‌نویسم. خدا خیرت بدهد، چند تا امضا كنم؟ یكی نه این ده‌تا برایت امضا كردم! خلاص شد، راحت شدی؟

  •  یا نه، این دیگر خب با این آیه منافات دارد. آیه می‌گوید: یا این‌كه فرض بكنید كه: نه این را تو این كار را نكردی؟ آن دوتا شاهد بیایند. یكی اینطرف، یكی آنطرف.

  •  باز در این جا خدا شاهد آورده. كفی بنفسك الیوم دیگر معنا ندارد.

  •  اگر به خدا بگوید: خدایا، من این نه ...

  •   ـ ما می‌آییم اصلا نشانت می‌دهیم! تو این فیلم را انجام دادی!

  •   ـ مونتاژ كردی خدایا! این كه چیزی نیست! بندگانت در این دنیا مونتاژ می‌كنند، ای فیلمند، ای فیلمند، ای فیلمند، همچین مونتاژ می‌كنند كه خودِ طرف هم نمی‌فهمد! أه! این كله همان كله است؟ این همان است؟ این حرفها را دارد می‌زند؟ ا من این حرفها را زدم؟ بله! دستگاه! دستگاه می‌آورند و فلان ... از این نمی‌دانم اكولایزر؟ اكولایزر می‌گویند؟ چی از این‌ها می‌گویند؟ صدا را بالا می‌كنند، پایین می‌كنند، یك صدا را ضبط می‌كنند، یك صدا را مثل آن می‌كنند، طرف هان! می‌آید در آنجا چه می‌كند ...

  •  سابق از این مونتاژها بود. یك دفعه یك جا می‌خواندم كسی می‌خواست از یكی پول بگیرد، خلاصه طرف قبول نمی‌كرد. خلاصه نمی‌خواست ... یك پولی می‌خواست بگیرد و نمی‌داد. این بلند می‌شود یك روز همان طرف را دعوت می‌كند در خانه‌اش. طرف را دعوت می‌كند در خانه‌اش و یك چلو كباب مفصل و غاز و ماز و از این حرفها هم خلاصه تنگش می‌كند. این خلاصه می‌كند و بعد هم شروع می‌كند صحبت و این یكی دو ساعتی از این ضبط می‌كند. از این ضبط می‌كند. خب در این ضبطش خب خیلی چیزها بوده. آمدم، رفتم، كردم، خوردم، نخوردم، بلند شدم، نشستم، فلان كردم، همه چیز در این بوده دیگر. بعد این را می‌دهد دست یك مخدّره مكرمه مجلّله مطوّله! او شروع می‌كند صحبت كردن. می‌گوید خب! آره آنجا می‌آیی با هم قرار بگذاریم؟