
جلسه ۷۴۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد کلام سید 15/12/1432
جلسه ۷۴۶
10خب چه بگوید؟ خب بزن بابا! بزن برو! بالاخره این یك روزی خاموش میشود اینها!
درست شد؟ این به گوشش رسیده و این را میگویند تلقّی نكرد. ولی یك وقتی شما در یك مجلس غناء تشریف میبرید مینشینید. مشرف میشوید؛ ببخشید!
در یك مجلس غنا، كنسرت! میآیند برای شما آدمهای قشنگ و خوب و خوشگل، میزنند و میرقصند و دلنگ و دولونگ و فلان! یكی میزند و یكی میرقصد، آن موقع شما اینطوری نگاه میكنید! اگر دو تا چشم دارید، اینطرف و آنطرف هم یكییكی چشم در میآورید ... این میشود تلقّی! تلقی به این میگویند! خوب حالیتان شد؟ تلقّی!
بگویید: نه آقاجان! تا ما نرویم و خوب این كه شما میگویید ـ شاید دروغ بگویید! از خودتان در میآورید! اغراق دارید میكنید! این حرفها چیست؟ آنجا طرف میرقصد و میزند و ما هم تخمهمان را میشكنیم و سیگار میكشیم! ای دروغگوی پدر سوخته! هان؟ اینطوری میكنید؟ نه! حالا این ممكن است آدم فرض بكنید كه یكی دارد حرف میزند میگوید این چه میگوید شرّ و ور؟ تخمهمان را بشكنیم، فلان. ولی نه! آنجا اینطوری نیست! اگر شما ... بله! بعد از ظهر هم نخوابیده باشید، صبح تا غروب هم بیدار باشید، وقتی آن مجلس كنسرت تشریف میبرید ـ من نرفتهام تا حالا ـ مجلس كنسرت تشریف میبرید، بله ببخشید! مشرف میشوید، در آنجا این ده ساعت كه سهل است، اگر پنجاه ساعت هم قبلش بیدار باشید، آنجا سر حال میآیید! درست شد؟! قشنگ آنجا كی میزند، كی چطور میزند، سنتور را كی میزند؟ ویالون را كه میزند؟ سهتار و تار و مِتار و اینها را خلاصه و بعد هم چاشنیاش این وسطها بله از ما بهتران! خلاصه همه را ... این طرف وقتی میآید بیرون میگوید: هان! حال آمدیم بابا! چی بود خسته شدیم؟ نمیدانم پكیدیم در خانهمان! نمیدانم چه بودیم؟! اینطوری نیست آقاجان؟ اینطوری ... أیدنا آمد! این چی است آقا این مسئله؟ ـ این را میگویند هان، این را میگویند تلقّی. كی بود، چی بود، اسمش چه بود، كی زد، موسیقی چه بود، شعر كی بود، نمیدانم آن یارو رقاصه چه بود، اینها همه را قشنگ تمام خصوصیات یاد میگیرد و آنوقت میآید در خانه تمرین هم میكند! میآید تمرین میكند. اگر تلقی نمیكرد كه در خانه نمیآمد تمرین كند! فیلم برنداشته! نه میگویند فیلم نمیشود بردارید. آنجا چیز نیست. این را خودمان بعد میدهیم بیرون و بعد با چیز، محفوظ، حق تألیف محفوظ، حق نشر محفوظ میدهیم بیرون. نه، خودش میآید. این را میگویند تلقی. تلقی یعنی مطلب را گرفتن، در خود جا دادن! نه شنیدن. إذ یتلقّی المتلقّیان. حالا ملائكه چطور تلقی میكنند؟ این غیر ملائكهاش، اینها همه چیزند دیگر، اینها همه مظاهر جمالند.
