
حقیقت ثبت اعمال و جایگاه ملائکه در عالم هستی
تبیین تفاوت ثبت تکوینی اعمال با نگارشهای قراردادی و دنیوی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای «ثبت اعمال» توسط ملائکه میپردازند و با نقد نگاههای سطحی و قراردادی به این مسئله، حقیقتِ آن را در عوالم هستی واکاوی میکنند. ایشان با تأکید بر اینکه نوشتنِ حسنات و سیئات توسط ملائکه به معنای نگارش با ابزارهای دنیوی نیست، آن را به معنای «تلقّی» و تحقق صورتِ عمل در نفسِ انسان و ملائکه معرفی میکنند. در ادامه، با اشاره به آیاتی همچون «کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا»، این حقیقت تبیین میشود که در روز قیامت، نیاز به شاهدِ بیرونی نیست، زیرا خودِ نفسِ انسان بر اعمالش گواه است. در نهایت، ایشان با نقد دیدگاههای محدود درباره ازل و ابد، به توحید افعالی و معیتِ وجودیِ تمامِ اشیاء با ذات حق تعالی اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکنند که حقیقتِ هستی، امری ثابت و بدون تغییر است.
حقیقت ثبت اعمال و جایگاه ملائکه در عالم هستی
3کیفیت مشاهدۀ نور توسط اهل کشف و شهود
لذا افرادى که صاحب کشف هستند در آن مکاشفات خودشان انوار مختلفى مشاهده مىکنند؛ اول نور زرد مىبینند، بعد نور سفید مىبینند ـ در بعضى موارد عکس است ـ بعد آبى و بعد تبدیل به سبز مىشود، بعد همینطور بالا میرود تااینکه تبدیل به نور سیاه مىشود و نور سیاه گاهى مىآید و گاهى مىرود، بعد این حالت ملکه مىشود و بعد از آن حقیقت نوریۀ سوادیه هم تجاوز مىکنند و یک حقیقت نوریه را در خود مىبینند که آن اصلاً دیگر شکل ندارد که آن دیگر اصلاً یک بحث دیگرى است و یک عالم و فضاى دیگرى است.
مشمولین آیۀ ﴿وَلَتَعرِفَنَّهُم فِي لَحنِ ٱلقَولِ﴾
فرض بکنید به همدیگر نگاه مىکنیم و مىگوییم: فلانى نور دارد! آن نور ندارد؟! این نور کجاست؟! فرض کنید آدم در یک مسجدى مىرود احساس نورانیت مىکند. آن نورانیت شکلش چطور است؟! شکل ندارد. یااینکه مىگوییم: در صورت فلانى ظلمت هست؛ بعضىها هستند وقتی آدم به آنها نگاه مىکند، عکسشان را نگاه مىکند، اصلاً حالت انقلاب برایش پیدا مىشود. جدّاً ها! اصلاً بعضى از این افراد و اشخاص اینطور هستند. من بعضى از عکسهایی را که مىبینم، صورى را که مىبینم، اصلاً یک چنگیزى است در این قالب [است]! یک مغولى است! یک مغول است، یک تیمور است، یک چنگیز است، یک صدام است، فرض کنید که یک حیوان است! حیوان که استغفرالله! حیوان روز قیامت مىآید و جلوى ما را مىگیرد و [میگوید که] من چه گناهى کردهام که مرا قیاس کردى؟! حیوان که گناه نمىکند، ما نمىتوانیم تشبیه کنیم! واقعاً یک خونریزِ خیلى قسیّ است، در قساوت عجیب است! اما آدم نگاه مىکند ظاهر آراستهاى دارد، مورد توجه افراد است، [پیش او] مىروند و مىآیند، کار مىکند، تجارت مىکند، بزّازى مىکند، قصابى مىکند، هر کاری که مىکند اما این صورت، صورت عجیبى است! همانطورىکه در لحن و در صدا هم انسان [شناخته میشود]؛ ﴿وَلَتَعۡرِفَنَّهُمۡ فِي لَحۡنِ ٱلۡقَوۡلِ﴾1 نمىفرماید: لتعرفنّهم فى قولهم. ﴿إِن جَآءَكُمۡ فَاسِقُۢ بِنَبَإٖ فَتَبَيَّنُوٓاْ﴾2 در اینجا لحن قول ندارد. التفات کردید؟! همان نفس کلام است. همان نفس کلامى که فاسق مىآید، آن نفس کلام را تحقیق کنید. هر چیزى را که نگویید.
- . سوره محمد (47) آیه 30. امام شناسی، ج 12، ص 272:
«اى پیغمبر تو منافقین را از لحن گفتار و از طریق سخن گفتن آنان، البته و البته مىشناسى.» - . سوره حجرات (49) آیه 6. امام شناسی، ج 14، ص 262:
«اگر فاسقى براى شما خبرى را بیاورد دربارۀ آن تحقیق به عمل آورید.»
- . سوره محمد (47) آیه 30. امام شناسی، ج 12، ص 272:
