
حقیقت ثبت اعمال و جایگاه ملائکه در عالم هستی
تبیین تفاوت ثبت تکوینی اعمال با نگارشهای قراردادی و دنیوی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق معنای «ثبت اعمال» توسط ملائکه میپردازند و با نقد نگاههای سطحی و قراردادی به این مسئله، حقیقتِ آن را در عوالم هستی واکاوی میکنند. ایشان با تأکید بر اینکه نوشتنِ حسنات و سیئات توسط ملائکه به معنای نگارش با ابزارهای دنیوی نیست، آن را به معنای «تلقّی» و تحقق صورتِ عمل در نفسِ انسان و ملائکه معرفی میکنند. در ادامه، با اشاره به آیاتی همچون «کفی بنفسک الیوم علیک حسیبا»، این حقیقت تبیین میشود که در روز قیامت، نیاز به شاهدِ بیرونی نیست، زیرا خودِ نفسِ انسان بر اعمالش گواه است. در نهایت، ایشان با نقد دیدگاههای محدود درباره ازل و ابد، به توحید افعالی و معیتِ وجودیِ تمامِ اشیاء با ذات حق تعالی اشاره کرده و بر این نکته تأکید میکنند که حقیقتِ هستی، امری ثابت و بدون تغییر است.
حقیقت ثبت اعمال و جایگاه ملائکه در عالم هستی
4وقتى مىبینید یک نفر یک دفعه دروغ گفت، دو دفعه دروغ گفت، سه دفعه دروغ گفت، پس معلوم مىشود دروغ گفتن برایش مشکل نیست. همانطورىکه ما راحت راست مىگوییم، او هم همینطورى به همین راحتىِ ما دروغ مىگوید. بعضىها هستند که خیلى برایشان مشکل نیست! دروغ مىگویند و اگر یک روزى صدتا دروغ نگفتند اصلاً شب خوابشان نمىبرد! اگر مثلاً صدتا فحش ندادند، شب خوابشان نمىبرد و اصلاً انگار یک چیزى کم دارند! اصلاً باید همۀ حرفهایشان دروغ باشد! دروغ یک چیز شیرینى بر مذاق آنها مىآید! إخفاء، کتمان، حقهبازى و همۀ اینها خیلى شیرین مىآید. چرا؟! چون این نفس برگشته است! نفس برگشته است! فطرت عوض شده است! آنوقت در صورت اینها نگاه مىکنى، مىبینى اوه اوه اوه! چه خبر است! چه خبر است! چه خبر است! شاید اگر انسان یک حال توجهى داشته باشد، با یک نگاه به صورت آنها [آن حال] بالکل ازبین مىرود!
اینکه بزرگان مىفرمودند: با هر کسى حرف نزنید و با هر کسى تماس نگیرید، بهخاطر انتقال همین قضیه است! این قضیه منتقل مىشود! آن کدورت در نفس منتقل مىشود. آن کدورت در صحبت منتقل میشود. آن مربوط به آن است ولى بعضىها هستند حرفشان دروغ نیست اما آدم را مىپیچانند. ظاهرش دروغ نیست اما باطنش دروغ است ولى با یک ظاهر آراسته و با یک کلکبازى و با یک تبسمى مىخواهند خودشان را بنمایانند. عجیب است! عجیب است! چطور بعضىها در این ایفاء نقش حقهبازى واقعاً دست شیطان را مىبندند! در ایفاء نقش حقهبازى! آنوقت اینها مشمول این آیه هستند؛ ﴿وَلَتَعۡرِفَنَّهُمۡ فِي لَحۡنِ ٱلۡقَوۡلِ﴾، این به دروغ برنمىگردد بلکه به خودِ اصل نفس برمیگردد. ﴿يُعۡرَفُ ٱلۡمُجۡرِمُونَ بِسِيمَٰهُم﴾؛1 مجرمین با صورتشان فهمیده مىشوند؛ اگر یک دزدى برود دزدى بکند، شما برمىدارید در چشمش نگاه مىکنید ببینید چشمش چه مىگوید. خیلى از مواقع مشخص است. بعضىها در دزدى و در خیانت و کلک آنقدر ماشاءالله، ماشاءالله، ماشاءالله، ـ بزنیم به تخته که یک وقتى اینها چشم نخورند! حیف است اینها ازبین بروند! ـ در دزدى و تقلب و دروغ آنقدر پیش رفتند که انگارنهانگار الآن دارد دروغ مىگوید. انگارنهانگار دارد کلک مىزند. همینطور قشنگ نگاه مىکند و تبسم مىکند و ...
- . سوره الرحمن (55) آیه 41. معادشناسی، ج 8، ص 313:
«مجرمان، از علامت و نشانۀشان شناخته میشوند.»
- . سوره الرحمن (55) آیه 41. معادشناسی، ج 8، ص 313:
