اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان علم ربوبی و حوادث عالم ماده می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره قضا و قدر آغاز شده و با تعریف دقیق زمان و حرکت به عنوان اموری انتزاعی و وابسته به تبدل حالات نفس، ادامه می‌یابد. ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت نگاهِ محدودِ انسانی که در بندِ زمان و قوه و فعل است را با نگاهِ کلی و دهرانیِ اولیای الهی مقایسه می‌کنند. محور اصلی بحث این است که علم خداوند به حوادث، مسبوق به زمان یا نیازمندِ گذشتِ آن نیست، بلکه در وعاء دهر، تمامیِ مراتبِ وجودیِ اشیاء از ابتدا تا انتها به صورت فعلیتِ محض برای او روشن است. در پایان، با اشاره به عبرت‌های تاریخی و سرنوشتِ مستکبران، بر ضرورتِ دوری از دلبستگی به دنیا و تمرکز بر وظایفِ شخصی و الهی تأکید می‌گردد.

تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نسبت میان علم ربوبی و حوادث عالم ماده می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره قضا و قدر آغاز شده و با تعریف دقیق زمان و حرکت به عنوان اموری انتزاعی و وابسته به تبدل حالات نفس، ادامه می‌یابد. ایشان با استفاده از مثال‌های ملموس، تفاوت نگاهِ محدودِ انسانی که در بندِ زمان و قوه و فعل است را با نگاهِ کلی و دهرانیِ اولیای الهی مقایسه می‌کنند. محور اصلی بحث این است که علم خداوند به حوادث، مسبوق به زمان یا نیازمندِ گذشتِ آن نیست، بلکه در وعاء دهر، تمامیِ مراتبِ وجودیِ اشیاء از ابتدا تا انتها به صورت فعلیتِ محض برای او روشن است. در پایان، با اشاره به عبرت‌های تاریخی و سرنوشتِ مستکبران، بر ضرورتِ دوری از دلبستگی به دنیا و تمرکز بر وظایفِ شخصی و الهی تأکید می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین نسبت علم ربوبی با تغییرات عالم ماده

15
  • شخصی گفت دارید چه‌کار مى‌کنید؟! گفت: چرخ پنچر شده‌ است و داریم چرخ پنچر را درست مى‌کنیم! گفت: بلند شو بابا نیم ساعت است که تریلى رفته است! نیم ساعت است که اینجا هستى؟! هنوز داشت پنچرى مى‌گرفت! آن برای آن موقع بود. حالا آن صورتى که در آن موقع در ذهنش بوده است، این صورت همین‌طور استمرار پیدا کرد. بابا رفت! او را زد و بندۀ خدا را کشت و شهید کرد. واقعاً عجب حیوانى بود! من وقتى به صورت و عکس این نگاه می‌کنم اصلاً صد برابرِ مغول و چنگیز و اینها! اصلاً یک آدم منحرفِ سادیسمىِ! خلاصه این مرتیکه از آن خلقت‌هاى عتیقه و زیرخاکى خدا بوده است! محبوب قلوب! محبوب قلوب و محبوب ملت و ملت‌ها! اى بابا! تا چه موقع باید سر ما کلاه برود؟! امروز به این دل مى‌بندیم و فردا به دیگرى و فردا به دیگرى! چرا به او دل نمى‌بندیم تا کارمان درست شود؟! اصلاً چیزهاى عجیبى راجع به او (قذافی) مى‌گفتند. اصلاً یک سگی بود، حیف سگ که اسم او را سگ بگذاریم! یعنى این یک آدمى بود که‌ حاضر بود تمام مردمش بمیرند، بمب‌باران بشوند، ازبین بروند، یک نفر نماند ولى او بماند! همۀ مردم باید بمیرند! بعضى‌ها این‌طوری هستند! یعنى مى‌گویند که همۀ مردم بمیرند و ما زنده بمانیم!

  • خدا نکند ما به اینجا برسیم! خدا نکند ما به اینجا برسیم والاّ ما هم مثل اینها. ما هم یک وقتى ممکن است بگوییم: همۀ مردم بمیرند و ما زنده باشیم! خیلى هم‌چنین از خودمان مطمئن نباشیم! همۀ مردم بمیرند، هیچ کسی حق حیات ندارد! عجیب است‌ها! پناه بر خدا! پناه بر خدا! رفتن اینها براى ما عبرت است! باید بفهمیم که روزى این شتر درِ خانۀ ما هم مى‌خوابد! چه کسى تصور مى‌کرد که این برود؟! چه کسی تصور مى‌کرد که صدام برود؟! چه کسی تصور مى‌کرد که شاه برود؟! ما آن زمان‌ها که زمان شاه بود، مگر باور مى‌کردیم که شاه برود؟! این ارتش، امنیت، ساواک، بله قربان و بله قربان گویان و آن حمایت دولت‌هاى خارجی کلّ منطقه را گرفته بود! مى‌گفتیم که اگر مردم هم بخواهند، خارجى‌ها نمى‌گذارند! آقا کار به جایى رسید، وقتى قرار است خدا کارى بکند همین دولت‌هاى خارجى پیش او آمدند؛ سفیر امریکا پیش شاه آمد و گفت: اعلى حضرت چه موقعی مى‌خواهند بروند؟! چه موقعی مى‌خواهند بروند؟! عجب! آن موقع تازه متوجه شد! خب بندۀ خدا زودتر متوجه شو! چرا آن موقع متوجه شدی؟! چرا تازه آن موقع فهمیدى؟!

/ 260