اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد کلام سید (اول درس متفرقه) 17/12/1432

نسخه عربی

جلسه ۷۴۸

18
  •  این قضیه است. اما اگر ما بخواهیم مطلب را روی خارج ببریم، روی آن واقعیت خارجی بخواهیم ببریم، اشكال باقی خواهد ماند. این قضیه. لذا می‌توانیم به مرحوم سید در اینجا این اعتراض را بكنیم كه شما گرچه در اینجا، تا اینجا مطلب را صحیح فرمودید، اما اگر كلام شما این ایهام را داشته باشد، ـ ما اینطور می‌فهمیم، اما ان‌شاءالله كه شاید منظور ایشان هم حتی این نباشد ـ كه در همان مرتبه‌ای كه شما حقیقه الشیء را منافی با ذات باری ندانسته‌اید، اگر در آنجا قائل به حضور ماده نباشید، همین اشكال در آن‌جا هم پیش خواهد آمد.

  •  پس بنا بر این، در علم باری انائی، هم صورت الشیء است، هم حقیقه الشیء است، هم ماده الأشیاء است. منتها این ماده‌ای كه الآن ما داریم می‌بینیم، منافی با تجرد است؛ در واقع ماده منافی با تجرد نیست! صورتی است از تجرد. آن صورت، به این كیف است. در واقع ما ماده‌ای، با این اصطلاحی كه می‌گویند نداریم. درست شد؟

  • وأحق ما یسمّی به الموجودات الزمانیه بحسب وقوعها فی القضاء العینی، أی تحققها فی.... المثل العینیه. آن چیزی كه موجودات زمانیه به حسب وجودش در قضاء عینی ـ یعنی همان قضاء خارجی، شهودی ـ یعنی تحققش در وعاء دهر می‌توانیم ما بنامیم، این همین مثل علمیه است، یا قضائیه، یا صور وجودی، یا صور دهریه. این را ما می‌توانیم اسم برای این‌ها بگذاریم. منتها وبحسب وقوعها فی القدر. حالا وقتی كه می‌آید پایین. می‌آید در مراحل پایین، این مثل قرار می‌گیرد، یا صور قضائیه قرار می‌گیرد، یا صور وجودیه و دهریه. دهریه اعم از زمانیه و غیر زمانیه است‌ها. در وعاء دهری، وعاء فوق زمان است. از این نظر ایشان می‌گویند وعاءِ ...

  •  به حسب وقوعش در عالم قدر، و در عالم اندازه و تشخص، یعنی حصولش در افق زمان، این باید بهش چه بگوییم؟ الأعیان الکونیه اعیان كونیه بالفتح، أو الکائنات القدریه یا كائنات قدریه باید این را به اصطلاح اسمش را بگذاریم. فهذا سرّ ملموس ... خب همانطوری كه ایشان هم می‌گویند، خب همینطور است. این یك سرّی است كه ـ راستش هم همینطور است. ـ مرموز از حكمای اهل تحصیل (....) است. كه چطور در مرتبه قضاء، همین ارتباط و تعلق با قدر وجود دارد و اینطور نیست كه قدر، یك قدری باشد كه این معدوم باشد. بعد از قضاء تولید بشود. در همان حین قضاء، مسئله قدر نیست، در همان آن ـ آنِ دهری منتها ـ در همان آنِ دهری با وجود صورت قضائیه و مُثُل در عالم قضاء و وعاء دهری یا وجودی ... در همان آن، صورت قدریه هم در آن‌جا وجود دارد. بعدا پیدا نمی‌شود. وإنّی لست أظن من گمانم نیست كه بامام یونانیین غیر هذا السر كه افلاطون بیاید بخواهد غیر از این سر را بگوید. البته عرض می‌كنم این نیاز به انكشاف دارد. إلّا أن أتباع المعلم المشائیه ولی اتباع ارسطو، آمدند و به او گمان بد بردند. واستناموا (....) إلی ما سوّلته لهم أوهامهم و قصّروا فی الفحص نرفتند ببینند و به كلامِ ... واقعا عجیب است. واقعا عجیب است.