
جلسه ۷۴۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد کلام سید (اول درس متفرقه) 17/12/1432
جلسه ۷۴۸
19آقا دارد میآید مولانا را دارد مسخره میكند میگوید مولانا علی را در روز غدیر مولانا دارد میگوید دوست. ولایت علی را قبول ندارد. كجا قبول ندارد ولایت علی را؟ آخر آقاجان برو بخوان، انقدر نیا حرف بزن، حرفی كه بعدا بهت بخندند. میگوید:
هركه را منم مولا و دوست *** ابن عمّ من علی مولای اوست آقا این را گفت، هركه را كه او منم مولا و دوست
یعنی مولانا گفته پیغمبر دوست مردم است؟ دوست است؟ مولا در اینجا به معنای دوست است؟
ابن عمّ من علی مولای اوست
پیغمبر ... هان؟ دوست است؟ خب حالا دوست است؛ گیرم بر اینكه دوست است. این چه دوستیای است كه شعر بعدش میآید میگوید:
كیست مولا، آنكه آزادت كند
اگر شما یك دوستی پیدا كردید كه آزادت كند:
بند رقّیت زپایت بگسلد
اسم او را بگذار مولا! ما قبول داریم!
انقدر ما بی انصافیم! انقدر ما كوریم!
كیست مولا؟ آن كه آزادت كند
ماشاءالله شماها بند كه نگذاشتید هیچ، زنجیر به پایمان بستید! بند كه هیچی! نه اینكه بندها را برداشتید! بند ریاست، بندِ ... بله دیگر! بماند! چند تا نقطه ... نمیشود دیگر! گفتهاند نگو! بند ریاست، بند مرید، بند درهم و دینار. بند محبوبیت؛ این بندها! آه آه آه! باور كنید این كشتی چی است میآید؟ قلاب؟ قلاب كشتی كه میآید ... آن، به پای این نمیرسد. آن یك روزی میپوسد، خراب میشود، عوض میكنند. اینها را چه میشود كرد كه از اینجا در نمیآید. از اینجا در نمیآید. آنوقت مولانا دارد راجع به امیرالمؤمنین میگوید كه: كیست مولا آنكه آزادت كند/ بند رقیت زپایت بگسلد.
یك روز رفته بودیم با مرحوم آقا منزل یكی از این آقایان مراجع. آمده بود دیدنشان، ایشان رفته بودند برای بازدید. افراد هم بودند. افراد از آقایان هم بودند. بله. یك سؤالی هم یكی كرد، بعد او هم چیز كرد به آقا، آقا جواب دادند. راجع به كیفیت ازدواج هابیل و قابیل و اینها كه چطور میشود اینطور. سؤالی راجع به این كه ... داریم دیگر؛ روایات مختلف است. در اینجا گفتهاند.
