اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد کلام سید (اول درس متفرقه) 17/12/1432

جلسه ۷۴۸

20
  •  و بعد ایشان فرمودند ... چیز كرد. كه شما در مشهد ... یك سؤالی كرد كه حكایت از این می‌كرد كه مثلا حالا شما، مثلا اشتغالتان، مثلا ارتباطتان، افراد، این به چه نحو است؟ به چه قِسم است؟ ایشان فرمودند: ـ خنده‌ای كردند و گفتند: ـ آقاجان! من همان احمد لاینصرفم! یادتان می‌آید آقای فلان! در حجتیه؟ یادتان می‌آید؟

  •   ـ بله بله بله!

  •  سرش را انداخت پایین بیچاره!

  •   ـ بله بله بله!

  •  یادتان می‌آید در حجتیه، بله ما با هم خلاصه چی بودیم و ...

  •  من همان احمد لا ینصرفم!

  •  كه علی بر سر من جَر ندهد!

  •  خلق الله نفهمیدند این چه می‌گوید! حالا نمی‌دونم او هم فهمید یا نه! گمان نمی‌كنم او هم فهمیده باشد! كه علی بر سر من جَر ندهد! این خوب است! اولیاء خدا، علی جرّشان نمی‌دهد. بیا و بروها جَر نمی‌دهد.

  •  وقتی كه مرحوم آقا مسجد قائم را ترك كردند رفتند مشهد، به من می‌گفتند: اسم مسجد قائم را دیگر جلوی من نیاورید! اسم مسجد قائم را جلوی من نیاورید.

  •  خداحافظ شما! دو روز بودیم، آن هم به دستور یكی دیگر، یك ساعتش نمی‌خواستیم ... حالا چه می‌گویی در مسجد قائم اینطوری شده؟! به من چه مربوط است؟! هركس هركاری می‌خواهد بكند، بكند. اسمش را هم نیاور.

  •  یك روز من در مجلسی بودم، ائمه جماعات تهران ـ مجلس روضه‌ای بود؛ عصر پنج‌شنبه‌ای بود ـ خدا رحمتش كند. مرحوم آقای مجتهدی. خیلی‌ها بودند از ائمه جماعات. خیلی بودند. مجلس روضه‌ای بود، ما بودیم و ... من سالی یك مرتبه می‌رفتم گاهی برای دیدن ایشان. بالاخره استاد ما بود. احترام داشت. ایشان هم خیلی مرا دوست داشت. خیلی محبت می‌كرد. به افراد هم می‌گفت: با این‌كه این آقا رفته و چه چه، ولی می‌آید. سراغ ما می‌آید. می‌گفت به افراد.

  •  این‌ها چیزهایی است كه باید انسان انجام بدهد ها! این ادب، چقدر دست انسان را می‌گیرد. از كجا معلوم است كه واقعا توفیقاتی كه بزرگان به دست آوردند، به خاطر این كارهایشان نبوده؟ از كجا معلوم؟ ما همین بگوییم: آقا! آن آقا كه در عرفان و در سلوك نیست، ولش كن!