
جلسه ۷۴۸
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية ادامه نقد کلام سید (اول درس متفرقه) 17/12/1432
جلسه ۷۴۸
22یك زمانی بود یك بنده خدایی، حالا خدا حفظش كند، به ما میگفت: آقا بیا مثلا شما این ... بیا حالا مثلا مرید یكی بشویم. مرید یك بنده خدایی بشویم. به او گفتم: مرید این؟ این هشتش گرو هشتادش است!
گفت: نه، تو نمیدانی. بیا و فلان و این حرفها.
گفتم: حالا ما اگر بخواهیم مرید نشویم، كه را ببینیم؟ ا! حالا مگر زور است؟ خب حالا ما داریم نمازمان را داریم میخوانیم، قرآن را داریم میخوانیم. فعلا كه رو به قبله ایستادهایم، هر وقت پشت به شدیم، شما بلند شو بیا. رو به قبله نماز را میخوانیم، همین قرآنمان را میخوانیم. همین ... كارمان را ... روزهمان را داریم میكنیم. دیگر چه چیزی دارد كه حتما باید بیای و فلان و این حرفها.
این را میگویندها! این را میگویند انسان خلاصه ... چه عرض كنم؟ حالا یك مطالبی هست كه غیر از اینجا، كه انشاءالله شب سه شنبه میگوییم.
درست؟ گذشت. سالها گذشت، سالها گذشت. چه شد؟ چه بندی از دست و پای تو برداشت؟ چه بندی برداشت؟ چه بندی از تو جدا كرد؟ چقدر اضافه كرد؟ چه قدر چه؟ تا كار برسد به آنجایی كه برسد. درست؟ اگر شما یك دوستی پیدا كردید كه این دوست ـ اصلا میگوییم دوست! اصلا استاد نه، ولی خدا نه، اصلا پیغمبر نه؛ اصلا علی نه. شما كه میگویید مولانا سنی است دیگر. سنی. یعنی علیدوست است دیگر. خیلی خب ـ این دوستی كه بیاید در این دنیا، بالاخره این دنیا مشخصند دیگر افرادش. ایران، عراق، امریكا، استرالیا، هند، اینها افرادش ... یك دوستی شما در این دنیا پیدا بكن، كه این بیاید بندها را از تو بردارد. تو برو سجدهاش بكن! دیگر چه میخواهی از خدا؟ چه میخواهی از خدا؟ بند را برداردها! نه اینكه بند را بگذارد! بند را بردارد. حالا شما اسمش را دوست بگذار، اسمش را علی بگذار، اسمش را أمیرالمؤمنین ... حالا ما اسم آنها را امیرالمؤمنین میگذاریم. اسم او امیرالمؤمنین است. اسم او علی بن ابی طالب است. اسم او خلیفه رسول الله. شما اسمش را جناب آقای مولانا! كه میگویید به قول این آقا دوست بگذار. خیلی خب. مگر امیرالمؤمنین میگفت دوست شما هستم؟ مگر مرحوم آقا نمیگفتند من استاد نیستم، من دوست هستم؟ مگر من رفیقم نمیگفتند؟ مگر خودشان نمیگفتند؟ ماها نهخیر! ماها استادیم! بیایید! هان! استادیم!
