
نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد
آسیبشناسی دروس خشک و لزوم پیوند علم با عمل
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی میپردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار میدهند که غوطهوری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، میتواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاههای میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود میپردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.
نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی میپردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار میدهند که غوطهوری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، میتواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاههای میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود میپردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.
نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد
13خلاصه این پادشاه هم گفته بود که از آنجا غذا مىآوریم به این چیز مىدهیم. یک روز سبد انجیرى برایش آورده بودند که اوراق و برگ و اینها داشته و رویش انجیر بود. این میگوید: همانطورى ببرید براى دخترم. مثل من خیلى انجیر دوست داشت! من هم زیاد دوست دارم! بعد مىگفت: زیر این برگها یک مار بود و این را مىبرند، بیچاره همین مشغول انجیر خوردن مىشود آن مار سر درآورد: سلامعلیکم! پدرت آمده قصر برایت درست کرده است؟! باید تشریفت را با افاضۀ ما ببرى! حالا بیچاره دیگر حیف شد! خلاصه او را زد و او هم درازبهدراز افتاد و به رحمت خدا رفت.
گاهى این قضیه اینطورى مىشود! ما مىآییم براى خودمان برجوبارو مىسازیم تیر و تفنگ مىگذاریم بعد هم از سوراخ فاضلاب ما را مىگیرند و بیرون مىکشند که کجا دارى درمىروى؟! از سوراخ فاضلاب ها! از سوراخ فاضلاب. آن که میگفتی: ملت پشت من است کجا بود؟! بیا بیرون بابا! مىآیند از سوراخ فاضلاب آدم را بیرون مىکشند و بعد هم إلى جهنّم و بئس المصیر!
معنای ارادۀ باری تعالی
این قضیه و این مسئله به نقص وجودى برمىگردد که در ذات بارى [نیست] پس ارادۀ بارى بر خلقت یک شیء، توجیهِ براى ارادۀ متعدد دیگر در اینجا نمىتواند داشته باشد. چون ارادۀ بارى بر خلقت یک شیء، این اراده یعنى انجام. آن فعل، آن نیت، خواست؛ آن نفس خودِ همان میل و شوق. این اراده، اگر قرار باشد بر اینکه نیاز به یک شوق مجدّد و به یک میل مجدد و به یک خواست مجدد داشته باشد این لازمهاش ضعف وجودى است. لذا همانطورىکه در آیات قرآن هم هست ﴿وَمَآ أَمۡرُنَآ إِلَّا وَٰحِدَةٞ﴾؛1 امر ما یکى است و یک اراده است. این اتفاقاً عین غناء ذاتى حق و عین استغناء حق و عین اطلاقیت حق است نهاینکه اراده متفاوت باشد.
حالا این کلام مرحوم داماد را تا بحث ایشان بخوانیم.
- . سوره قمر (54) آیه 50. نورملکوت، ج 2، ص 122:
«و امر ما نیست مگر واحد!»
- . سوره قمر (54) آیه 50. نورملکوت، ج 2، ص 122:
