
نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد
آسیبشناسی دروس خشک و لزوم پیوند علم با عمل
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی میپردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار میدهند که غوطهوری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، میتواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاههای میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود میپردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.
نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم پیوند میان مباحث نظری و عملِ قلبی، به نقد رویکردهای صرفاً آکادمیک و خشک در علوم الهی میپردازند. ایشان با اشاره به اهمیت اتصال به منبعی خبیر و راهنما، هشدار میدهند که غوطهوری در مباحث فلسفی بدون داشتن استادِ راهبر، میتواند انسان را به انحرافات فکری و اخلاقی دچار کند. در ادامه، با بررسی دیدگاههای میرداماد درباره علم عنائى و لوح محفوظ، به تبیین دقیقِ نسبت میان اراده الهی، اختیار انسان و جایگاه ماده در مراتب وجود میپردازند. این سخنرانی با تأکید بر ضرورتِ صداقت و دوری از دورویی در روابط میان رفقای طریق، به عنوان یک درس اخلاقیِ کاربردی برای سالکان مسیر حق، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد که حقیقتِ دین، نه در الفاظ و ادعاهای ظاهری، بلکه در انکشاف باطنی و رهایی از بندهای نفسانی نهفته است.
نقد مبانی فلسفی و ضرورت اتصال به استاد
16من با مرحوم آقا جلسات علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ مىرفتیم و این مهر تابان در آنجا تنظیم مىشد، صحبت من ـ البته ما که جوجهایم، بیاییم چه بگوییم؟! ـ وقتى بیرون مىآمدیم به مرحوم آقا مىگفتم که اشکال علامه این است که اگر عین ثابت را با عین ثابت دیگر مخالف مىداند، این تخالف چطور در ذات بارى جا مىگیرد؟ ایشان فرمودند: خب همین است درست است دیگر! شما چطور قائل به تجرد و بساطت هستید درعینحال قائل به عین ثابت هستید؟ یعنى وجود عین ثابت با همان ماهیتش و با بقائش، چطور مىتوانید شما بین این دوتا جمع کنیم؟
مسئلۀ فناء فقط مسئلۀ انکشاف
مگر اینکه ما از این مسئله بگذریم و همان مطلبى که خدمتتان عرض کردم و در مهر تابان هم یک تعلیقهاى دارم که حالا بعدها [چاپ] بشود که مسئلۀ فناء فقط مسئلۀ انکشاف است. «کانَ الله و لم یَکن مَعه شیءٌ و الآن کما کان».1 این قضیۀ فناء مىشود. عین ثابت مىخواهید فرض کنید یا فرض نکنید، همه در این روایت موسى بن جعفر علیهماالسّلام کاملاً هست و مطلب را بیان مىکند که فناء فقط انکشاف است. براى عارف انکشاف مىشود ولی چیزى عوض نمىشود، مسئلهاى عوض نمىشود، حقیقتى عوض نمىشود، جایش را تغییر نمىدهد، درخت سنگ نمىشود، سنگ تبدیل به درخت نمىشود، درخت بخار نمىشود و هر چیزى جاى خودش را دارد و فقط انکشاف براى او پیدا مىشود. البته تا انکشاف بشود دُم شتر به زمین مىرسد! خیلى هم سهل نیست!
این انکشافى که براى عارف پیدا مىشود، براى ولىّ الهى پیدا مىشود، اسم این را فناء مىگذارند. اسم این را عرفان مىگذارند. این انکشاف براى منِ نادان نیست لذا من عارف نیستم، ولىّ نیستم، فانى و باقى نیستم و وقتی انکشاف پیدا بشود حقائق روشن مىشود. این قضیه است اما اگر بخواهیم مطلب را روى خارج و آن واقعیت خارجى ببریم، اشکال باقى خواهد ماند. لذا مىتوانیم به مرحوم سید در اینجا این اعتراض را بکنیم که شما گرچه تا اینجا مطلب را صحیح فرمودید اما اگر کلام شما این ایهام را داشته باشد ـ ما اینطور مىفهمیم إنشاءالله که شاید منظور ایشان هم حتى این نباشد ـ که در همان مرتبهاى که شما حقیقة الشىء را منافى با ذات بارى ندانستهاید، اگر در آنجا قائل به حضور ماده نباشید، همین اشکال در آنجا هم پیش خواهد آمد.
- . جامع الأسرار، سیّد حیدر آملى، ص 56.
