
جلسه ۷۵۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 24/1/1433
جلسه ۷۵۰
21ببینید! این دستور اسلام ماست! این یك شخصی بود، حالا شاید یهودی بوده و آدم خوبی بوده، كه پیغمبر بلند شدند چون به اصطلاح او پیغمبر است و حسابش فرق میكنند. میگویند یك انسانی بود كه فهمش نرسید، مستضعف بود. خیلی از اینها مگر مستضعف نیستند؟ حالا چون مستضعف نیستند باید اعدامشان كرد؟ یا نه، باید به عنوان انسانیت به اینها بهاء داد، ارزش داد! همین بهاء و ارزش موجب چی میشود؟ موجب ارتقاء او میشود! موجب رشد او میشود و موجب تحول او میشود. حالا ما خیال میكنیم دفاع از مكتب اهلبیت این است كه یك فحش به این بدهیم و یك فحش به این بدهیم و یكی به این بدهیم و یكی به آن بدهیم، حالا ما شدیم مدافع! نه آقا! تو كلاه سر مردم نگذار، ادعای دفاع از اهل بیت هم نكن! حالا خوب شد؟!
تو دروغ نگو، دفاع از اهل بیت هم نكن! تو به وعده وفا كن، نه اینكه پدر طرف را در بیاوری و سه سال و پنج سال پولش را هی اینطرف و آنطرف بیندازی و بعد هم دفاع از مكتب اهلبیت بكنی. ها؟ نكن! دفاع از مكتب اهل بیت آن است كه بروی به تعهدت عمل كنی. حرفی كه میزنی راست باشد. نه اینكه فردا طرف بیاید پیش من: آقا، اقای فلانی كه فلان حرف را زد، دروغ بود. آن دفاع میشود چی؟ قلابی. آن میشود اهانت به اهلبیت. از بین بردن، در اساماس بفرستیم: آو! این فلان حرف را زده، من بابایش را فلان میكنم!
نه بابا نمیخواهد بكنی! تو دروغ به مردم نگو، آن میشود دفاع از اهل بیت؛ كه میدانم میگویی! میدانم میگویی، من در جریانت هستم! تو كلك سر مردم سوار نكن، این میشود چی؟ دفاع از اهلبیت. تو راست باش، میشود دفاع از اهلبیت. مگر اهل بیت چی بودند؟ اهل بیت نیاز به این اساماس بازیها نداشتند. اهل بیت نیاز به این داد و بیدادها نداشتند. كونوا لنا زینا و لا تكونوا علینا شیناً. اهلبیت این بودند. حالا ما انقدر كاسه داغتر از آش شدیم، نمیدانم فلان ... سر مردم كه كلاه میگذاریم، به كلاهبرداری كه معروف میشویم، به نمیدانم دروغ كه معروف میشویم، به سوء اخلاق كه معروف میشویم، به بد دهنی و فلان كه معروف میشویم، به هزارتا آنچه خوبان همه دارند، ما به تنها داریم، معروف میشویم! آنوقت هم میشویم چی؟ دفاع از اهلبیت! ما مدافع مكتب اهلبیتیم!
