
جلسه ۷۵۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 24/1/1433
جلسه ۷۵۰
22یكی یك جا یك حرفی زده، ای این باید پدرش را دربیاوریم! ساكت بنشین، برو خودت رو اول یواش یواش درست كن، نمیخواد بیایی اعتراض كنی به دیگران. به دیگران اعتراض كنی. آن دفاع از اهلبیت نیست. دفاع از اهلبیت متابعت اهلبیت است. نه با لفاظی! بنده هم بلدم یك نوار پر كنم همه جا بفرستم، به هركسی فحش بدم، به هركسی كنم، به هركسی نمیدانم این مسائل و به اصطلاح مطالب را بخواهم كنم.
علی كل حال، یك مطلبی كه میخواستم خدمت رفقا بگویم این بود كه در صحبتها، در مجالس، در منابر، در روابط، همیشه طریق باید طریق امام صادق باشد! اسوه ما امام صادق علیه السلام است، تمام شد. ببینیم امام صادق چه میكرده. امام صادق با افراد چه میكرده. فحششون میداده؟ سبّ میكرده؟ نه! چه میكرده امام صادق؟ و به شاگردانش چه میگفته و آنها را به چه مسئولیتی میخوانده؟ امام صادق میگفته امروز این حرف را بزن، فردا این حرف را نزن. هشام بن حكم، همین گیرش بود. خیال میكرد چون در زمان امام صادق، شاگرد امام صادق بود و اینطرف و آنطرف میرفت و مورد تمجید، دیگر در زمان موسی بن جعفر خودش مستقل! در حالی كه موسی بن جعفر میگفت نه دیگر، آن زمان فرق كرد، نه الآن. ما نباید هشام بن حكم باشیم، ما باید شاگرد مطیع امام باشیم. اینجا میگوید این را بگو، چشم! آنجا میگوید دیگر نگو، چشم!
موسی بن جعفر رسما به هشام بن حكم میگفتش كه استدلالات و حرفهات را بگذار كنار، الآن دیگر زمان زمانِ سابق نیست. الآن زمان، زمان تقیه است. میآیند، گوش میدهند، میروند هارون میآید پدر شیعه را در میآورد. نه! من میروم ... میرفت در یك مجلسی مینشست، ـ اینی كه میگویم رنگ و لعاب خدایی، اینجاست ـ میرفت میدید چی است؟ میدید به اهلبیت دارند اهانت میكنند. خب اهانت میكنند به تو چه مربوط است؟ بگذار بكنند! تو صاحب داری یا نداری؟ موسی بن جعفر پس اینجا چه كاره است؟ چه كاره است موسی بن جعفر؟ اگر تو صاحب داری، صاحبت گفته صدایت درنیاید. آنوقت این نفسش چون خودش را غالب میبیند، از باب دفاع از اهلبیت، بزنم حالا بكوبمشان! این كوبیدن كوبیدن از طرف موسی بن جعفر دیگر نیست، این كوبیدن از ناحیه نفس است. غلبه كنم بر او! غلبه كنم! موسی بن جعفر گفته غلبه نكن! باید دید موسی بن جعفر چه میگوید، نه اینكه تو چه میخواهی.
