
حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا
تبیین جایگاه تجرد و وحدت در افعال الهی و انسانی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی به پدیدههای مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرتهای ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمیگردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند میخورد؛ بهگونهای که قیام سیدالشهدا علیهالسلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته میشود. استاد با نقد تفاسیر تقلیلگرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار میدهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی میکشاند.
حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد میپردازند. ایشان با نقد نگاههای سطحی به پدیدههای مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرتهای ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمیگردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند میخورد؛ بهگونهای که قیام سیدالشهدا علیهالسلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته میشود. استاد با نقد تفاسیر تقلیلگرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار میدهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی میکشاند.
حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا
14لکنَّها بِالقیاسِ إلى إحاطةِ عِلمِ اللهِ تَعالى إلیها عِلماً إشراقیاً شُهودیاً و انکشافاً تامّاً وجودیاً فی درجةٍ واحدةٍ مِن الشُّهودِ و الوجودِ لا سَبقَ لِبعِضها عَلى بعضٍ مِن هذهِ الحیثیةِ فَلا تَجَدُّدَ و لا زوالَ و لا حدوثَ لها فی حضورِها لَدَى الحقِّ الأولِ.
[لکن این] با قیاس به احاطۀ علم خدا [اینگونه است] یعنى اینکه همه بهواسطۀ اسماء و صفات او در زیر چتر علم الهى قرار دارند که این علم عبارت از یک علم اشراقى است یعنى آنها بهواسطۀ افاضه و اضافۀ اشراقى در تحت علم الهى قرار گرفتند نهاینکه آنها یک موجودات خارجى باشند و خدا بر آنها اطلاع داشته باشد، نه! این جنبۀ وحدت را در اینجا لحاظ نمىکند. و انکشافاً تامّاً وجودیاً ... در یک درجۀ از شهود و وجود قرار دارند یعنى در یک درجۀ از ربط قرار دارند، یک ریسمان بین خدا و همۀ این موجودات برقرار است نهاینکه هر کسی یک ریسمان جدا داشته باشند و این ریسمان با آن ریسمان تفاوت داشته باشد.
لا سَبقَ لِبعِضها عَلى بعضٍ ... از نقطهنظر این حیثیت، یکى بر دیگرى سبقتى ندارد و همه در یک لحظۀ دهرى نشئت پیدا کردهاند و نه تجددى براى آنها حاصل خواهد شد و نه زوال و نیستی و حدوثى در حضور حق اول؛ در این کیفیت حضور، اول و آخر ندارد! منبابمثال وقتى که مىخواهید این کتاب را در کتابخانهتان بگذارید، اول و آخر ندارد که اول صفحۀ اول این کتاب در کتابخانه مىرود و بعداً صفحۀ دوم میرود، نه! خود این کتاب داراى صفحات اول و دوم هست ولى وقتی این کتاب را در کتابخانه گذاشتید، همه باهم در کتابخانه مىرود. این موجودات هم لَدَى الحقِّ الأول به این حیثیت هستند؛ همۀ این موجودات به یک عنایت الهى خلق شده است منتها خود آنها رتبۀ اول و دوم دارند؛ خودشان در رتبۀ خودشان اول و دوم دارند اما نهاینکه ... مثلاً الآن من دستم را اینجا مىگذارم، اول کدام یک از انگشتانم روى زمین آمد؟! همه باهم آمدند. نگاه کنید، این پنج انگشت را گذاشتم و هیچکدام بر دیگرى تقدم و تأخر ندارند ولى اگر بخواهید از یک طرف به طرف دیگر بشمارید، یکی بر دیگری مقدم مىشود؛ اولی مقدم بر دومی و سومى مقدم بر چهارمی و چهارمى مقدم بر پنجمی میشود؛ خودشان باهم در وضع فرق مىکنند ولى از نقطهنظر تعلق اراده یکى است.
