اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرت‌های ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمی‌گردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند می‌خورد؛ به‌گونه‌ای که قیام سیدالشهدا علیه‌السلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته می‌شود. استاد با نقد تفاسیر تقلیل‌گرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار می‌دهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی می‌کشاند.

حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرت‌های ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمی‌گردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند می‌خورد؛ به‌گونه‌ای که قیام سیدالشهدا علیه‌السلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته می‌شود. استاد با نقد تفاسیر تقلیل‌گرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار می‌دهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی می‌کشاند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا

22
  • امام حسین علیه‌السّلام چگونه بود؟! با رفقایش رفیق بود، واقعاً رفیق بود! با حبیب بن مظاهر مى‌نشست و باهم روى خاک غذا مى‌خوردند، آبگوشت مى‌خوردند! داشت مى‌گذشت و می‌دید او نشسته است. او می‌گفت: بیا بنشین بابا! از اسب پیاده مى‌شد، مى‌نشست. همان وقتى که در مدینه آمده بود. یا در مکه حضرت حرکت مى‌کرد و مى‌دید یک فقیرى نشسته است، از حضرت خوشش مى‌آمد. داریم که حضرت در آنجا مى‌نشست و با او غذا مى‌خورد. امام حسن علیه‌السّلام را نگاه مى‌کنید مى‌بینید که اینها با مردم همین‌طور بودند1 و خودشان را نمى‌گرفتند و دم‌ودستگاه براى خودشان درست نمى‌کردند! بیاوبرو و وقت بگیر و بالا و پایینت را بگرد و از این مسائل و این چیزها در آن قضایا نبوده است! چیزهایى که ما داریم خودمان به خودمان اضافه مى‌کنیم که دائماً خودمان را بگیریم و فلان کنیم و مسخره‌بازی‌های مهوع و واقعاً تهوع‌آور نبوده است! بعد هم خودمان مى‌گوییم که امام حسین! کجا امام حسین این‌طور بوده است؟! کجا امام حسن این‌طورى بوده است؟! کجا امام سجاد این‌طورى بودند و وضعشان این‌طور بوده است؟! خلاصه علیٰ‌کلِّ‌حال، اینها مسائلى است که در اینجا باید مورد توجه قرار بگیرد.

  • پس اگر دیدگاه ما نسبت به عاشورا یک دیدگاه فقط توجه به ظاهر باشد، خب بله این کلّ أرض کربلا واقعاً عاشورا مى‌شود چون یک واقعیت در همه مصداق واحد پیدا کرده است. اگر دیدگاه ما یک دیدگاه خیلى متعالى باشد «بَذَلَ مُهجَتَهُ فیکَ لیَستَنقِذَ عِبادَکَ مِنَ الجَهالَةِ» اگر این قسم باشد، دیگر در این‌صورت عاشورا و کربلا اعلى مرتبۀ از نزول ارزش‌ها و مصداق براى آن ارزش‌هاى الهى مى‌شود. این بالاترین مرتبه مى‌شود و پایین‌ترین مرتبه‌اش هم دیگر هر کسى در هرجایى و هر چیزى مى‌تواند در همان موقعیت براى این قضیه و واقعه مصداق بشود، یا این‌طرفى یا آن‌طرفى!

  • نفست اژدرهاست او کى مرده است؟!***از غم بى آلتى او افسرده است2
    1. . تفسیر العیّاشی، ج 2، ص 257.
    2. . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر سوم، ص 228.
/ 613