اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بررسی بعضی تاویلات در ماهیت مثل 13/2/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۵۲

11
  •  من نمی‌گویم خوشحالی كنیم، ولی می‌گویم خراب شد كه شد. مشكلی پیش نیامده. دوباره درست می‌كنند. دوباره بهتر درست می‌كنند. بیایید مبانی امام عسكری و امام هادی را بردارید به مردم بگویید! با عملتان، با رفتارتان، نه با هوچی‌بازی و حرف‌های دریده و بی‌ادبانه و بی‌تربیتانه كه آبروی اهل‌بیت را با همین حرفهایتان دارید می‌برید. با همین نمایتان دارید آبروی مكتب اهل‌بیت را می‌برید. این سنی‌هایی كه دارند این كارها را می‌كنند چه می‌گویند؟ این‌ها بر می‌دارند همین‌ها را می‌گویند دیگر. می‌گویند كه این است؟ این مكتب اهل‌بیت است؟ این فلان است؟ این است آن قضیه؟ این است رسیدگی به دادِ مظلوم این است؟ این است كه اهل‌بیت شما از آن دفاع و حمایت می‌كردند؟ واقعا عجیب! آدم از خجالت نمی‌تواند سرش را بلند كند. از خجالت نمی‌تواند سرش را بلند كند. واقعا حرفهایی آدم از این مردم می‌شنود و فلان می‌شنود، می‌بیند همان حرف خودش را می‌زنند. همان مطلب خودش را دارند می‌گویند. خلاف، خلاف است. هركجا كه می‌خواهد باشد خلاف است، تفاوتی نمی‌كند. درست؟

  •  مرحوم آقا می‌خواهند این را بگویند: كه این مربوط به مناعت محبوب است. این از آنجا آمده. ما فقط چی هستیم؟ یك واسطه هستیم. آن مطلب را داریم می‌رسانیم. درست شد؟ محبوب در نزد ما ناموس ما به حساب می‌آید. كسی نمی‌آید ناموسش را عرضه بدارد در اختیار همه ... آن ناموس در مقام منیع و عزت و در مقام رفعت قرار دارد. و بالاتر از این است شأن و مرتبه او، كه برای ابراز و اظهار او ما دست تكدی به به طرف عوام همین عوام بخواهیم دراز بكنیم! نه، یعنی آن ولی الهی و آن عارف كه می‌گوید ما برای نشر كتاب‌های خود حتی برای مطلب حقمان هم دست التجاء به سوی كسی دراز نمی‌كنیم، می‌خواهد بگوید این حق مال من نیست كه من بخواهم بیایم راجع به آن التماس كنم. بخواهم بیایم راجع به آن چه كنم. این حق، حق است و مربوط به ذی‌حق است؛ ذلك بأن الله هو الحق و أن ما يدعون من دونه هو الباطل. این حرف، حق است. حرف حق مربوط به اوست و مربوط به من نیست. و اگر من بخواهم این كار را انجام بدهم، دخالت در حریم او كرده‌ام. این نكته دقیق است! دخالت در حریم او كرده‌ام. و دخالت در حریم او چه است؟ حرام است. مگر من می‌توانم دخالت كنم؟ مگر من نمی‌توانم بیایم محبوبم را عرضه كنم در كوچه و بازار؟ مگر من نمی‌توانم آن شخص ربّ خودم را و آن ذات عزیز و منیع را بخواهم آن را پایین بیاورم، پایین بیاورم تا در اختیار عوام قرار بدهم؟ آن وقت عبارات ائمه را ما در اینجا می‌فهمیم كه مؤمن، باید بداند؛ در آن روایت ... آمده كه وقتی كه مؤمن درخواست می‌كند از یك شخص دیگر، ـ این روایت عجیبی است، ـ باید بداند كه كأنّ خدا را پایین آورده برای درخواستش! این هم همان مسئله را می‌رساند. آدم بلند می‌شود پیش یكی درخواست می‌كند آقا تو رو خدا فلان، بیا این كار را بكن، این كار را بكن، نمی‌داند كه چه آبرویی دارد از دستش می‌رود، چه حیثیتی دارد می‌رود! و البته خب روایت و أعزز نفسك عن كل دنیه و إن ساقتك إلی الرغائب فإنّك لن تعتاض بما تبذل من نفسك عوضا، می‌تواند در این زمینه باشد. اما خب یك روایت‌های دیگری هم هست كه بنده دیدم هست كه حالا خود رفقا تفحص بكنند كه اصلا مؤمن خلاصه در این تقاضا دارد از خدا مایه می‌گذارد. این اشاره به این است. كه مؤمن ارتباط با خدا دارد. در قلب مؤمن ... یعنی همین افراد عادی هم حتی. همین افراد عادی همین‌ها هم به اندازه خودشان. هركس به اندازه خودش! حالا نمی‌خواهم بگویم به اندازه مقام یك عارف بالله و این حرفها. نه، مؤمن مؤمن است دیگر، مسلمان مسلمان است دیگر. بالاخره این‌ها هم به همان اندازه خودشان این‌ها هم از آن قضیه سهم دارند. آن وقت اگر بخواهد هركسی به این قضیه عمل كند واقعا چه می‌شود؟ واقعا چه می‌شود؟ دیگر هركسی بیخود تملق نكند، چاپلوسی نكند، درخواست نكند. طرف داد، داد؛ نداد نداد ولش بكند، بلند شود برود پی كارش. برو ببینم! خیال كردی حالا من می‌آیم دریوزگی می‌كنم درخانه‌ات؟ برو پی كارت!