
جلسه ۷۵۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بررسی بعضی تاویلات در ماهیت مثل 13/2/1433
جلسه ۷۵۲
12اگر هركسی بخواهد این كار را بكند، چه میشود واقعا؟ دنیا چه میشود؟ چه تحولی در آن پیدا میشود. تمام اینها به خاطر سفلگیهایی است كه ما نسبت به این مسئله انجام میدهیم. درست شد؟ خب این مسئله اینجاست لذا میگویند كه این مطالبی كه هست، گاهی اوقات خیلی مطالبِ بزرگی است. كلمات ائمه، اینها خیلی قابلیت برای ژرف نگری و تأمل دارد.
آمدم یك مثال زدم. گفتم یك كلام مرحوم آقا را نگاه كنید، بینید كه این چه چیزهایی را برای انسان باز میكند. انسان همینطور فكر كند راجع به آن، و به نتایج دقیقتری هم شاید برسد. و این اصلا سلوكش را تغییر میدهد! زندگیاش را تغییر میدهد. كیفیت ارتباط و معاشرتش را با افراد این تغییر میدهد. و این ... آنوقت بهتر میفهمد اهل دنیا و اهل هوا را! بهتر تشخیص میدهد. دنیا را بهتر تشخیص میدهد. چون هرچه حق بیشتر بر انسان تجلی كند، باطل بیشتر خودش را نشان میدهد!
علت اینكه الآن همه مردم متوغل در باطل هستند به خاطر اینكه برای خودشان باطل نشان داده نشده. نمود ندارد. اگر نمود داشته باشد خب طرف میآید كنار. این الآن كه دارد این سم را میخورد، به خاطر این كه نمیفهمد این الآن سم است. تبعات این سم برایش خوب جا نیفتاده. به یك نحوی خیال میكند این هم شربت است، خیال میكند این هم حالا برایش خوب است هرچه میگویند بابا این سم است! میمیری! چه میشوی!
میگوید: نه! حالا شاید ما نشویم!
نمیخواهد خوب درك بكند. اما اگر جنازه خودش را دید. آها! این جنازهات. یعنی یك دوربینی بود از آینده، از استقبال برای او ... این جنازه تو، وقتی این را میخوری مساوی با این است، خب این كار را نمیكند. حالا مگر اینكه دیوانه باشد. دیوانه هم كه كم نداریم!
اما اگر آن حق و آن واقعیت برای انسان جلوه كند، به موازاتش آن حقیقت را و آن باطل را و آن اعتبار را انسان در میآورد. خب كلام ما به اصطلاح در همین حقیقت مثالیه بود كه عرض شد. مسئله افلاطون را دیگر تمامش كنیم كه به بحث بعدی هم بتوانیم برسیم.
