
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
تفاوت نگاه عرفانی به کثرات با دیدگاههای فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق «مقام جمعیت در عین کثرت» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای عرفانی پیرامون سیر صعودی نفوس و بازگشت کثرات به حقیقت واحد آغاز میشود و تفاوت مراتب عالم شهادت با حقایق طولیِ نفس مورد واکاوی قرار میگیرد. در ادامه، ضمن نقد برخی برداشتهای ذهنی از مفاهیم فلسفی، به ضرورت تمایز میان هویت خارجی و ابهام در مقام تصور ذهنی اشاره شده و با ذکر مثالهایی از سیره اولیاء الهی، بر اهمیت توجه به حقایق توحیدی تأکید میگردد. این جلسه در نهایت با تبیین ویژگیهای مکتب تشیع، بر لزوم حریت و آزادگی در مسیر حق و دفاع از مبانی اصیل ولایت، فارغ از هیاهوهای اجتماعی و قضاوتهای سطحی، به عنوان تنها راه نجات و کمال برای سالک الیالله تأکید میورزد.
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تحقق «مقام جمعیت در عین کثرت» میپردازند. بحث با بررسی دیدگاههای عرفانی پیرامون سیر صعودی نفوس و بازگشت کثرات به حقیقت واحد آغاز میشود و تفاوت مراتب عالم شهادت با حقایق طولیِ نفس مورد واکاوی قرار میگیرد. در ادامه، ضمن نقد برخی برداشتهای ذهنی از مفاهیم فلسفی، به ضرورت تمایز میان هویت خارجی و ابهام در مقام تصور ذهنی اشاره شده و با ذکر مثالهایی از سیره اولیاء الهی، بر اهمیت توجه به حقایق توحیدی تأکید میگردد. این جلسه در نهایت با تبیین ویژگیهای مکتب تشیع، بر لزوم حریت و آزادگی در مسیر حق و دفاع از مبانی اصیل ولایت، فارغ از هیاهوهای اجتماعی و قضاوتهای سطحی، به عنوان تنها راه نجات و کمال برای سالک الیالله تأکید میورزد.
حقیقت مقام جمعیت در عین کثرت
15از این چیزها مىگفتند و جنازه را تشییع مىکردند، یکى داشت مىگذشت گفت که دیدى گفتم! جنازۀ بدلا روى زمین بود ولی این را داشتند مىبردند که دفن کنند!1 اتفاقاً یک منزلى هم بود که منزل پدربزرگى ما بود، در همانجا دفن شده است. سنگ قیمتى هم داشت که خیلى قیمتى بود و مىگفتند که خیلىها آمدهاند آن را بدزدند و چهکار کنند. بعد من همینطور که داشتم نگاه مىکردم گفتم که من نمىدانم این چه کسى است بعد چشمم به یکى افتاد، دیدم این به قیافهاش مىآید که آدمکش باشد! به این یکی میآید. دیدم زیرش نوشته: آقا محمدعلی بهبهانى! مثل اینکه دل به دل راه دارد!! گفتم از بین اینها به این قیافه مىآید که این آدمکش باشد، دیدم زیرش اسم او نوشته است! گفتم که به او مىآید ماشاءالله! بله آقا از این مسائل [هست]. آنوقت آن بنده خدایى که با ما بود و از قوم و خویشهاى ما هم بود، خوشش نیامد! او هم مدام میخواست که تعریف کند من هم گفتم که بله این آدمکش را مىگویی؟! آمد از او تعریف کند، گفتم که بله آقا! این اولیاء خدا و بىگناهان را گرفته همینطورى کشته است. گفت: پس شما ضدّ صوفى نیستید؟! گفتم: بَه! صوفى چیست؟ ما خودمان از ...!
وجود افراد خوب و بد در همۀ اصناف
بعضی از کشتهشدگان به حق بعد از انقلاب
بله! آن صوفىهایى که اهل کلک و حقهبازى و مردمفریبى هستند، خب بله! اینهمه ما بین خودمان داریم، حالا دوتا هم از آنها باشند! چه ایراد دارد؟! مگر حافظ نمىفرماید؟! یک دفعه به مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ گفتم که «حافظ مىگوید»! گفتند: چه گفتى آقا؟! بگو حافظ مىفرماید! جناب حافظ مىفرماید:
صوفی نهاد دام و سَرِ حُقِّه، باز کرد *** بنیادِ مکر با فلکِ حُقِّهباز کرد2 صوفى اینطورى هم داریم! از آنطرف در شعر دیگرش صوفى دیگری را هم داریم که صحبت از صوفى مىکند:
- . روح مجرد، ص 382.
- . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ۱۳۳.
