اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۵۴

10
  •  حالا كه موسی بن جعفر امام است چرا داری مخالفت می‌كنی؟ چرا به امر موسی بن جعفر ترتیب اثر نمی‌دهی؟ هان؟ خیلی مطلب دقیق است‌ها! تو برای كه داری این خطابه و نطق و محاجّه خودت را داری اعمال می‌كنی؟ مگر برای تثبیت امامت نیست؟ خب امام می‌گوید نكن! خود امام می‌گوید نكن. می‌گوید اگر برای من است، نكن. مثل این‌كه آقا فرض بكنید كه یكی آدم را فرض كنید كه بردارد بیاورد در منزل خودش، بعد هم یك غذایی كه مخالف با حال او و مزاج اوست درست بكند. می‌گوید: آقا چرا این را درست كردی؟

  •  می‌گوید: آقا جان من این را به خاطر شما درست كردم، مگر شما این را دوست نداشتی؟

  •  می‌گوید: من كه به تو گفتم، من این را سابق دوست داشتم، الآن این غذا برای من ضرر دارد.

  •   ـ خب باشد، چون آن موقع دوست داشتی، من هم الآن درست می‌كنم!

  •  این حرف درست است؟

  •   ـ این غذا را من سابق دوست داشتم، الآن من به واسطه این كسالت، این غذا برای من مضر است.

  •   ـ نه حتما باید این را بخوری. نمی‌شود نخوری!

  •  این عین جریان چیست؟ الآن دیگر مسئله دفاع از ولایت و دفاع از امامت می‌رود دیگر در فاز نفس. می‌رود دیگر در افق نفس و نفسانیات. سابق خوب بود، الآن خراب شد. لذا مجلس هشام در زمان موسی بن جعفر دیگر نور ندارد، هان! نورش گرفته می‌شود، چون مخالفت با چیست؟ مخالفت با امام است. نور در جایی است كه پای امام در آن‌جا در كار باشد. موافقت با امام در آن‌جا باشد. حضور امام در آن‌جا باشد. اما اگر یك مجلسی بود كه مجلس مخالفت با دستور امام است، مخالفت با مسائل امام است، مخالفت با امر امام است، دیگر آن‌جا امام حضور ندارد. آن مجلس، مورد غضب امام است، مورد قهر امام است، مورد انكار امام است و این مطلب بسیار مسئله مسئله مهمی است.