
جلسه ۷۵۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 7/6/1433
جلسه ۷۵۴
12ـ آقا اینها اگر این مطالب را نپرسند، از كی بپرسند؟
از عمه من بپرسند! كه به تو گفته كه ... درست؟ من یك چیزی میدانم پشت این قضیه كه الآن دارم این حرف را میزنم. مگر انسان همه چیز را میتواند بگوید؟ مگر انسان همه چیز را میتواند افشاء كند؟ هان؟ و همینطور سایر مطالبی كه خب در این زمینه هست. خب نتیجهاش چه میشود؟ نتیجهاش این میشود كه شخص یا میآید قبول میكند و میپذیرد، به عنوان یك رفیقی كه اطلاعات بیشتری دارد اگر اینجا نرسیده، اقلّا اطلاعاتش را دارد. اقلا زمان پدرش را درك كرده، اقلّاً تجربیات آن زمان را دارد، درست شد؟ به هیچ جا نرسیدیم؛ خب نرسیدیم كه نرسیدیم، چكار كنیم؟ خدا بیاید ما را برساند.
ولی حداقلش میتوانم بگویم اطلاعاتی كه بنده در این زمینه دارم، اطلاعاتی كه هست، میتوانم در عقائد و افكار خودم بایستم و نسبت به اینها پا بر جا باشم. ارتباط بین نفوس را بنده تجربه كردهام. ارتباط و صحبتها را بنده دیدهام. در همان زمان مرحوم پدرم و بعدش. مسائلی كه ممكن است حتی به ذهن شخص نرسد، و وقتی برسد كه دیگر كار از كار گذشته است، اینها را همه را ما تجربه كردهایم. در بین اشخاص دیدهایم قضایایی كه خدای نكرده چه بسا ممكن است به موارد بسیار بسیار خطرناك برسد، ما اینها همه را تجربه كردهایم. درست شد؟ خیلی خب؛ یك قانون میگذاریم، یك مبنا میگذاریم: آقا هركسی میخواهد ارتباط داشته باشد با ما، هركسی میخواهد در اینجا، هركسی كه میخواهد مطالب و مسائل ما را میخواهد خلاصه همان مسائلی است كه مربوط به افراد و اشخاص بزرگان هست، آنها را چیز كند، بسم الله. هركس نمیخواهد، چرا باعث زحمت خودش و بقیه میخواهد بشود؟ چرا؟ ما كه برای كسی كارت دعوت نفرستادیم. درست شد؟ چرا میخواهد این مسئله، این قضیه بخواهد خلاصه هِی كش پیدا بكند؟ اینجاست كه دیگر مطلب میبینید فرق میكند. یعنی افرادی كه اینها مسئله دارند، افرادی كه خلاصه به دنبال یك افكار خاص خودشان هستند، قبل از اینكه به آن مسئله برسد، به آن مطلب حادّ برسد، ما تذكرمان را میدهیم، و دادهایم، و الحمدلله خیال میكنیم بنده در این زمینه هم بنده كوتاهی نكردهام؛ دادهام صحبت خودم را. درست شد؟ خب در وهله اول گفته میشود كه آقا نه این حرفها نیست، خلاف به عرضتان رساندهاند، مسئله خلاف است، آقا چرا با ما صحبت نكردهاید، آقا چرا مطلب ما را چیز نكردهاید؟
