
جلسه ۷۵۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 7/6/1433
جلسه ۷۵۴
14پس بنا بر این خلاصه و چكیده صحبت این است: راجع به افرادی كه خب طبعا برای آنها ... این هم خیال نكنید كه اختصاص به الآن دارد؛ در همه زمانها بوده، در زمان مرحوم قاضی بوده، در زمان آقای حدّاد كه إلی ماشاءالله بوده، در زمان مرحوم آقا بوده. مگر همینها در زمان مرحوم آقا نیامدند این افراد از اهل علم و غیر اهل علم، كه نامههای فدایت شومِ آنچنانی به مرحوم پدر ما نوشتند و بعد خودشان بلند شدند گفتند: كه آقای آسیدمحمدحسین اهل دكان است و مجالسش همه دكان است؟ مگر نگفتند؟ از بستگان ما هم بودند. مگر همینها اول ـ كه هنوز هم در قید حیاتند ـ مگر همینها در مجلس عصر جمعه كه دعای سمات میخواندند اشكشان نمیآمد و در دعا شروع میكردند دعا كردن و دیگر حالی به حالی شدن و خدایا این قلوب را بیشتر با هم ... جملات خیلی قشنگی هم ردیف میكردند سر هم و ... به هم مؤتلف بگردان و چه كن و چه كن ... همینها نیامدند گفتند مكتب عرفان نشستن در خانه و در رفتن نیست، همینها؟ همینها بالای منبر مجلس لالهزار در حضور مرحوم آقا نگفتند كه، آن شعر حافظ را نخواندند: نه هركه چهره بر افروخت دلبری داند خطاب به مرحوم آقا؟
خدا میآید آبرو میبرد، نمینشیند. خدا نسبت به اولیاء خودش غیرت دارد مردك! تو خیال كردهای اوضاع دنیا در دست من و توست كه هرطور بخواهیم تصمیم بگیریم و هر طور بخواهیم حكم برانیم؟ نه آقا جان. ما یك خس و خاشاكی هستیم كه به قول علّامه طباطبائی در این رود افتادهایم. او كه میرفت مرا به دل دریا برد. یك خس و خاشاك ما در این دریا هستیم، دریا یك چیز دیگر است؛ خودمان را با دریا اشتباه نگیریم. خیال نكنید این قضایا مال الآن است، نه آقا در زمان پدرمان هم بوده، آمدهاند، رفتهاند ... افرادی در زمان پدر ما شاگردی ایشان را كردند كه وقتی جدا شدند، نامههای فحشهایی كه در میدان شوش لاتها به هم نمیدادند، مینوشتند برای مرحوم آقا!
