
جلسه ۷۵۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 7/6/1433
جلسه ۷۵۴
15ما اینها را همه را دیدهایم، توجه كردید؟ همه را دیدهایم. تهمت ها به مرحوم آقا را دیدهایم، فحشها را دیدهایم در نامههایی كه ... ایشان چكار میكرد؟ كار خودشان را میكردند، درست شد؟ كار خودشان را میكردند. بدبخت آن كسی كه چشم را ببندد به حقائق و نگاه نكند. لذا تصور نكنید كه حالا نه چی است قضیه. میگویند كه: اگر راه فلانی صحیح است، پس چرا فلانی جدا شده؟
بابا اینكه انگشت كوچكه آنهایی كه ما دیدهایم نمیشود كه حالا جدا شده. اولا بنده چه ربطی به فلانی دارم، به مرحوم پدر و آقای حدّاد هم دارم؟ این یكی كه اصلا این قیاس قیاس معالفارق است. اصلا گیرم بر اینكه خب مشابهتی هست ـ بر فرض محال ـ مگر در زمان آقای حداد از آقای حداد جدا نشدند؟ پس آقای حداد باطل است؟ مگر در زمان مرحوم آقا جدا نشدند؟ آن كه دیگر با چشم خودمان الی ماشاءالله ... حالا دیگر اسم نمیبریم دیگر؛ چرا اسم ببریم دیگر؟ خیلیهایشان مردهاند، خیلیهایشان هم ... بله! ما را مردهایم (....) و خیلیها هم هنوز زندهاند. خب ... درست شد؟ همه را دیدیم. همه را تجربه كردیم. لذا هیچ برای ما تعجبی ندارد، اصلا برای ما ... بعد از زمان مرحوم آقا هم دیدیم آن كسی كه میگفت ما مكتب عرفان را از شما پیدا كردیم نه از پدرت، بلند شد هزارتا بار ما كرد!
همینها ... او را هم دیدیم. درست شد؟ همه را دیدیم، الآن هم میبینیم؛ خب باشد! مگر قرار بر این است كه نبینیم؟ مگر قرار بر این است كه نبینیم؟ مسیری است دارد طی میشود، راهی است دارد طی میشود، یك فردی است میآید میآید میآید تا اینجا، از اینجا به بعد میگوید آقا نمیخواهم بیایم: خب خداحافظ شما!
آن یكی میآید اینجا، میگوید نمیخواهم بیایم. آن یكی میآید اینجا، میگوید نمیخواهم بیایم. هركس در یك منزلگاهی میگوید دیگر نمیخواهم بیایم؛ خب نمیخواهی نیا. از این به بعد نمیخواهم بیایم، از این به بعد اصلا میخواهم راه خودم را بروم، اصلا میخواهم بروم برای خودم مجلس روضه درست كنم، فلان كنم، هیئت درست كنم، بیا و برو و قلیان بكشیم، حافظ بخوانیم، مثنوی بخوانیم ... برو بكن! خدا خیرت بدهد! ما هم كمكت میكنیم، مشتری می خواهی برایت میفرستیم. از هركس یك كمكی برمیآید. كم داری، بگو مجلس امروز، این دفعه هفت تا كم دارد، هشت تا؛ این كه با هفت تا نصاب را پرش كنیم!
