
جلسه ۷۵۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 7/6/1433
جلسه ۷۵۴
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز خب روز یكشنبه است، گفتیم كه یوم الشروع است بعد از یك مدتی تأخیر، یك مطالبی در ذهنم بود، گفتم این را خدمت رفقا عرض كنم، و وعدهاش را هم مدتها بود كه داده بودیم و قرارش هم گفتم اگر فرصتی پیدا بشود در یكی از همین شبهای سه شنبهای كه خب جلسات هست، ما این چند نكته را خدمت رفقا بگویید. و طبعا سؤال هم خیلی از من شده در این زمینه، و همینطور مرتّب میشود، و منتها به واسطه خب بعضی از محذورات، تا حالا فرصت نشد كه شب سهشنبه خدمت رفقا باشیم، و شاید هم اگر مثلا برسیم، نمیدانم كه فرصتِ برای طرح این مطالب هست یا نیست.
لذا علی كلّ حال ما چیز كردیم، ما گفتیم در این روز اول كه خدمتتان میرسیم، این نكات را عرض كنیم، و به عنوان یوم الشروع تا انشاءالله بعد فردا اگر عمری باقی بود، دیگر همین برنامه معمول را در دو بحث فلسفه و فقه، منتها با یك مدّت كمتر، این را داشته باشیم.
مسئلهای كه رفقا باید به آن توجه داشته باشند و طبعا این مطلب و این قضیه مربوط به این جمع نیست، بلكه مربوط است به همه افراد، و همه رفقا، و به واسطه ... چه زن، چه مرد، چه رفقای اهل علم، و چه غیر اهل علم، چون این مسئله، به علم و غیر علم كاری ندارد، بلكه مسئله به خودِ نفس و مسائلی كه مربوط به نفس است، بستگی دارد، و طبعا در این قضیه همه ما مشترك هستیم، حتی خود بنده. و به واسطه همین قضیه هم هست كه شما متوجه شدهاید كه بنده در مسائل و در قضایا و در ارتباطات، روش خاصی دارم، و این مسئله به خودِ كیفیت حال خود من برمیگردد، و چارهای هم جز این نیست و حالا خواست و مشیت خدا به چه كیفیتی هست، آن را ما اطلاعی نداریم، ولی باید بر اساس تكلیف عمل كنیم، و آن تكلیف تا آنجایی كه فكر ناقص و عقل ناقص ما راه دارد، ما موظف هستیم.
