اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت رقم خوردن تقدیرات در شب‌های ماه مبارک رمضان می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی که قضا و قدر را امری بیرونی و جدا از اراده انسان می‌پندارند، بر این نکته تأکید می‌کنند که تقدیر الهی، در حقیقت بازتابی از تحولات و تغییرات نفسانی خودِ انسان است. استاد با بهره‌گیری از تمثیل عالم ثابتات و حرکت سیال زمان، توضیح می‌دهند که چگونه سالک با خروج از دایره انطباق با زمان و رسیدن به حالت تهیؤ و آمادگی، می‌تواند بر حوادث اشراف پیدا کند. در نهایت، ایشان شب‌های قدر را نه زمانِ ثبتِ جبریِ سرنوشت، بلکه فرصتی برای صیقل دادن نفس و ایجاد تغییرات بنیادین در وجود انسان معرفی می‌کنند که تا یک سال آثار آن در زندگی فرد جاری خواهد بود.

حقیقت قضا و قدر در شب‌های قدر

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین حقیقت قضا و قدر و کیفیت رقم خوردن تقدیرات در شب‌های ماه مبارک رمضان می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی که قضا و قدر را امری بیرونی و جدا از اراده انسان می‌پندارند، بر این نکته تأکید می‌کنند که تقدیر الهی، در حقیقت بازتابی از تحولات و تغییرات نفسانی خودِ انسان است. استاد با بهره‌گیری از تمثیل عالم ثابتات و حرکت سیال زمان، توضیح می‌دهند که چگونه سالک با خروج از دایره انطباق با زمان و رسیدن به حالت تهیؤ و آمادگی، می‌تواند بر حوادث اشراف پیدا کند. در نهایت، ایشان شب‌های قدر را نه زمانِ ثبتِ جبریِ سرنوشت، بلکه فرصتی برای صیقل دادن نفس و ایجاد تغییرات بنیادین در وجود انسان معرفی می‌کنند که تا یک سال آثار آن در زندگی فرد جاری خواهد بود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت قضا و قدر در شب‌های قدر

10
  • انجاز حال در شب بیست و سوم ماه رمضان و دوام آن تا سال آینده

  • باز مى‌گویند که دو روز دیگر روزه بگیر؛ روزۀ بیست و یکم و روزۀ بیست‌ودوم براى آخرین مرتبه که شب بیست و سوم است. آنجا دیگر یُنجِّز تَنجیزاً و یُنجَزُ إنجازاً به مرتبۀ فعلیت و انجاز مى‌رسد. یعنى کسى که در این ایام به این حالت شد، در شب بیست و سوم مى‌بیند فرق کرد! این فرق کرد تا یک سال با او هست! یک تکانى خورد، این حالتش که احساس کرد [متغیر] شد، این حالت دیگر رهایش نمى‌کند و تا یک سال دائم او را دست‌کاری مى‌کند! آن‌وقت این تقدیر مى‌شود. تا یک سال این [حال] با او هست. تا یک سال نشاط دارد و تا یک سال در فکر است و تا یک سال پیگیر است و تا یک سال [می‌بیند که] این درست شد. این حرکت‌، حرکت پیوسته‌اى بود که جلو آمد آمد آمد و در شب بیست و سوم که آن مشیت الهى باید این تغییر و تحوّلات انجام شود، آن مشیت الهى انجام شد.

  • حکایت مولانا دربارۀ جدال رومیان و چینیان در صورتگری

  • در این قضیه بروید حکایات مولانا را بخوانید.1 نقاش‌هاى چین و نقاش‌هاى روم که باهم مسابقه دادند، نقاش‌هاى چینى همین‌طور شروع به نقش و نگار کردند و ... وسط آنها یک پرده بود، این‌طرف پرده رومى‌ها بودند و این‌طرف هم چینى‌ها‌ بودند.

  • هر کو نکند فهمى زین نقش خیال انگیز***نقشش به خطا هرچند صورتگر چین باشد2
  • این شعر خواجه خیلى عجیب است که چطور می‌آید عالم قضاء و قدر را در این شعر مجسم مى‌کند و براى انسان توضیح مى‌دهد که باید دید این قلم تقدیر چه نوع مى‌گردد و خوشا به‌ حال آن کسانى که یک سر و سرّى پیدا کردند و از این قضیه چیزى سر درمى‌آورند. نقشش به خطا؛ یعنى مدام می‌رود نقش می‌بندد، مدام فکر می‌کند، تدبیر مى‌کند، مدام این‌طرف و آن‌طرف مى‌زند، این حیله آن حیله و این مکر و آن مکر [می‌کند] اى بابا! خبر ندارد آن کسى که این نخ‌ها را مى‌گرداند آن بالاست! نقشش به خطا؛ یعنى آن بالا را نگاه کن! چرا مدام در پایین داری این را به‌هم مى‌زنى و آن را به‌هم مى‌زنى، تدبیر مى‌کنى فلان کنی! یک نگاه به بالا بکن دیگر خیالت راحت مى‌شود! نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد! این رومی‌‌ها شروع کردند و مدام نقش‌ونگار و آبرنگ‌ها و مناظر را انجام دادند و چینی‌ها هم این‌طرف مدام شروع به صیقل دادن کردند و دل را درست کردند! شروع به صیقلی کردن دیوار کردند و مدام صیقل زدند و صیقل زدند و هیچ‌کار هم نکردند مدام صیقل زدند تا این دیوار مثل آینه شد که نقش در آن می‌افتاد! موقعى که پرده را کنار زدند تمام آن [نقش نقاشی رومی‌ها بر دیوار ‌افتاد]. این چینى‌ها را که مى‌گویند که [اجناس] قلابى درست مى‌کنند مثل اینکه از آن زمان‌ها بوده است! هرچه را که بگویى درست مى‌کنند! هرچه جنس در دنیا و در همین ایران بیچارۀ خودمان هست چینی است! از تخم‌مرغ گرفته ـ بابا تخم‌مرغ چیست که [چینی باشد!] ـ تا کفش و ... همه چینى است! آن‌وقت بُنجل‌هایش را براى ما مى‌آورند و آن خوب‌هایش را جاهاى دیگر و براى از ما بهتران مى‌برند! این مثل اینکه از همان موقع بوده است.

    1. . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 91.
    2. . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 161:
      هر کاو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز***نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
/ 0