اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله علم الهی و نسبت آن با حقایق خارجی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج پیرامون قضا و قدر و مسئله «لف و نشر» آغاز می‌شود و با بررسی این پرسش کلیدی ادامه می‌یابد که آیا علم می‌تواند به معدوم تعلق بگیرد یا خیر. در ادامه، با تکیه بر شواهد تجربی و مشاهدات عرفانی، این نکته تبیین می‌شود که آنچه اولیاء الهی از آینده یا امور پنهان مشاهده می‌کنند، نه یک امر معدوم یا خیالی، بلکه حقیقتی موجود در وعاء خاص خود است. در نهایت، با رد انگاره جهلِ زمانی نسبت به ذات باری‌تعالی، این نتیجه حاصل می‌شود که علم الهی، علمی تفصیلی و همیشگی به تمام تعینات هستی است و خلایق در مراتب وجودی خود، همواره در محضر علم الهی قرار دارند.

تبیین حقیقت علم الهی به حقایق هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله علم الهی و نسبت آن با حقایق خارجی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج پیرامون قضا و قدر و مسئله «لف و نشر» آغاز می‌شود و با بررسی این پرسش کلیدی ادامه می‌یابد که آیا علم می‌تواند به معدوم تعلق بگیرد یا خیر. در ادامه، با تکیه بر شواهد تجربی و مشاهدات عرفانی، این نکته تبیین می‌شود که آنچه اولیاء الهی از آینده یا امور پنهان مشاهده می‌کنند، نه یک امر معدوم یا خیالی، بلکه حقیقتی موجود در وعاء خاص خود است. در نهایت، با رد انگاره جهلِ زمانی نسبت به ذات باری‌تعالی، این نتیجه حاصل می‌شود که علم الهی، علمی تفصیلی و همیشگی به تمام تعینات هستی است و خلایق در مراتب وجودی خود، همواره در محضر علم الهی قرار دارند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین حقیقت علم الهی به حقایق هستی

3
  • در این فعلیت بحثى نیست و علم نسبت به این فعلیت هرچه باشد همین علم نسبت به معلوم است، چیزى نسبت به معدوم نیست تااینکه شما بگویید که براساس آن مطالبى که قطعاً اتفاق مى‌افتد علم به آنها تعلق گرفته که هیچ هم تعیّن خارجى ندارد. چیزى نیست که علم [به او تعلق بگیرد]. خدا هم نمى‌تواند از آیندۀ این دانۀ سیب خبر بدهد اگر آن آینده آیندۀ معدوم باشد؛ در یک آتیۀ معدوم و در یک آیندۀ معدوم همان‌طور که ما نسبت به مسئله جهل داریم، همان‌طور ذات بارى نسبت به مسئله جهل دارد، تفاوتى نمى‌کند و اصلاً اطلاق جهل در اینجا غلط است. خب البته نسبت به ذات بارى این اطلاق صحیح نیست. گرچه واقعیت همین است، چرا؟ چون آینده معدوم است، آینده که معدوم شد، تفاوتى نمى‌کند چه بین یک ثانیه، چه بین یک ساعت، چه بین یک سال و چه بین یک دهر. آینده معدوم است و وقتى که معدوم باشد المعدومُ لا یُخبَر عنه و لا یُخبَر به.

  • خب این مطلب را تا به اینجا رساندیم. حالا ما به شواهد خارجى و به‌ حقائق خارجى اصلاً کارى نداریم که آن قضایاى خارجى و احوال خارجى و شواهد خارجى همه حکایت از یک حقیقت مى‌کند. من‌باب‌مثال شما یک فردى را در خواب مى‌بینید که اصلاً در عمرتان آن فرد را ندیده‌اید، بعد از یک هفته با او برخورد مى‌کنید، مى‌گویید: عین اوست، ابرو و چشم و سر و صحبت کردن و همه چیز عین او خواهد بود. اگر این فرد معدوم است چه فرق مى‌کند که این از دید شما معدوم باشد یا اصلاً از وجود معدوم باشد؟! تفاوت چیست؟! وقتى که شما نتوانید یک فردى را ببینید، بین شما و او حائل یا دیوار است یا او در شهر دیگرى و شما در شهر دیگرى هستید، پس از کجا خواب او را مى‌بینید؟! از کجا بعد وقتى که مشاهده مى‌کنید آن عین انطباق را حفظ مى‌کنید؟! این تطابق آیا یک تطابق صُدفیه است؟! خب پس چرا شما به شکل دیگر ندیدید؟! اگر قضیه برحسب تصادف است، پس چرا به اَشکال دیگر ظهور پیدا نکرد؟! حتماً خودش است، حتماً عین اوست.

/ 380