اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی کیفیت اشراف و علم ذات پروردگار بر اعیان و حقایق خارجی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه علم عنایی که علم الهی را صرفاً انتقاش صور علمی در ذات می‌داند آغاز می‌شود؛ چرا که فاقدِ شیء نمی‌تواند عالم به آن باشد و علم به امور عدمی یا معدوم، علم حقیقی نیست. در ادامه، تفاوت فعل انسان و فعل الهی تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که در مقام ذات باری، مانعی برای تحقق اراده وجود ندارد. استاد با بررسی آیات مربوط به علم الهی و ابتلائات انسانی، به این نتیجه می‌رسند که علم الهی به اشیاء، علم به ظهورات عینی است نه صرفاً صور ذهنی. در نهایت، با نفی مقولاتی چون گذشته و آینده در ساحت ذات پروردگار، تبیین می‌شود که تمامی حقایق هستی به نحو وجود عینی و حضوری در ذات الهی حاضرند و آنچه ما به عنوان تدرج و زمان درک می‌کنیم، مربوط به ظهورات این حقیقت ثابت است.

کیفیت اشراف ذات باری بر حقایق هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی کیفیت اشراف و علم ذات پروردگار بر اعیان و حقایق خارجی می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه علم عنایی که علم الهی را صرفاً انتقاش صور علمی در ذات می‌داند آغاز می‌شود؛ چرا که فاقدِ شیء نمی‌تواند عالم به آن باشد و علم به امور عدمی یا معدوم، علم حقیقی نیست. در ادامه، تفاوت فعل انسان و فعل الهی تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که در مقام ذات باری، مانعی برای تحقق اراده وجود ندارد. استاد با بررسی آیات مربوط به علم الهی و ابتلائات انسانی، به این نتیجه می‌رسند که علم الهی به اشیاء، علم به ظهورات عینی است نه صرفاً صور ذهنی. در نهایت، با نفی مقولاتی چون گذشته و آینده در ساحت ذات پروردگار، تبیین می‌شود که تمامی حقایق هستی به نحو وجود عینی و حضوری در ذات الهی حاضرند و آنچه ما به عنوان تدرج و زمان درک می‌کنیم، مربوط به ظهورات این حقیقت ثابت است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت اشراف ذات باری بر حقایق هستی

8
  • پس این‌همه مراتب مربوط به کیست؟! آن کسانى که آمدند از جملۀ مقدمات انسداد، تعهد به ملزمات را شمردند، آنها غفلت کردند از اینکه خدا انسان را سُدىٰ ترک نکرده، به معناى این نیست که فقط در یک مرتبۀ منحط و مرتبۀ دانیه ما را قرار داده است. از یک مرتبه گرفته تا عرش مراتب مختلفى هست، این مراتب فقط به‌واسطۀ نماز خواندن و روزه و گرفتن به‌دست نمى‌آید و منحصر در اینها نیست؛ هزار و یک‌ کار مستحب دیگر که حتى واجب‌تر از نماز است [داریم].

  • مگر شارع نگفت: «لَولا أن أشُقَّ عَلَى أُمَّتی لَأمَرتُهُم بِالسِّواک مَعَ کلِّ صَلاة»1 این یک مثال خیلى مختصر براى این‌ است که خیلى مسائل هست که شارع حالا به‌عنوان منّةً على العباد تسهیل در آن قائل شده است. مگر صلاة اللیل در ابتدا براى همه واجب نبود و بعداً نسخ شد و وجوبش فقط منحصر به رسول الله شد؟! واجب بود بعد مستحب شد. حالا ما بگوییم که این مستحب است و دیگر کسى نخواند، ملزمات که نیست! تمام شد!

  • این اصلاً داخل در مسائل انسداد نیست! داخل در مسائل انسداد فقط یک‌سرى از ملزمات مثل واجبات و محرمات هست پس تمام مستحبات، تمام مکروهات همۀ اینها باید کنار بروند! کسى که مى‌آید این‌طور فتوا مى‌دهد، این از مراتب معرفت انسان فقط سیب و گلابى و حوری را مى‌فهمد و چیز دیگر نمى‌فهمد. این نمى‌فهمد که مراتبى که شارع مقدس بر خلقت انسان مترتب کرده است، خواندن نماز و از دیوار مردم بالا نرفتن یک میلیاردمش است، بقیه‌اش مسائل دیگرى است که باید به آنها رسید تا به آنجا رسید.

  • پس این لا یُترِکُنا سُدىً را فقط به این مى‌گیرند ‌که یک عده ملزماتى داریم و چون راه به آن ملزمات از طرق غیر عادیه محال است، پس ظن جایگزین در مقام علم و علمى نسبت به این مسئله حجیت دارد و این اشتباه بزرگى است که فقهاء ما در اینجا مرتکب شدند و به این مسئله توجه نکردند که انسان در این دنیا فقط براى رسیدن به یک مرتبۀ دانیۀ از کمال‌ خلق نشده است. مقام خلافة اللهى ﴿وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلۡأَسۡمَآءَ كُلَّهَا﴾2 خیلى نیاز به مسائل دیگرى دارد تا فقط وجوب صلاة و صوم. به یک مسائل خیلى بالاترى نیاز دارد از ترک مکروهات و مسائلى که مبغوض شارع است تا از دیوار مردم بالا رفتن و پول مردم را بالا کشیدن و در رفتن و چاپیدن و این چیزها؛ اینها مربوط به گروه‌هاى فاسق و فجّار و چنگیز و مغول این زمان است اما براى شخصى که می‌خواهد به آنجا برسد باید در حقّ آنها گفت: حسنات الأبرار سیئات المقربین.3 آنها را دیگر با کجاى انسداد مى‌توانید ثابت کنید و در کدام‌یک از مقدمات انسداد که فقهاء و اصولیین تابه‌حال ذکر کرده‌اند اینها هست؟! پس اینها مربوط به کیست؟! این ﴿أَيَحۡسَبُ ٱلۡإِنسَٰنُ أَن يُتۡرَكَ سُدًى﴾ مربوط به کیست؟! مربوط به چه زمانى است؟! فقط مربوط به زمان رسول الله است یا مربوط به زمان حضور ائمه و ظهور ائمه علیهم‌السّلام است یا مربوط به همۀ زمان‌هاست؟! مربوط به همۀ زمان‌هاست؛ در تمام زمان‌ها این قاعده و قانون مقام تربیت و تشریع وجود دارد. پس این‌ مسائل هرکدام جاى خودش را دارد یعنى در مرتبۀ خودش باید این مسائل لحاظ بشود. نسبت به واجبات و ملزمات و اینها جاى خود را دارد و نسبت به آنها هم جاى خود دارد. اگر ظن نسبت به آنها حجت است همین ظن در سایر مسائل حجت مى‌شود و اگر حجت نیست که [در همه‌جا] نیست.

    1. . الکافى، ج 3، ص 22.‌
    2. . سوره بقره (2) آیه 31. امام شناسی، ج 11، ص 150:
      «و خداوند به آدم جمیع اسماء را تعلیم کرد.»
    3. . رسالۀ سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص ١١٨، تعلیقه ٣:
      «عبارت حسنات الأبرار مضمون روایتی نیست گرچه حکمی است صحیح و مطلبی است واقعی و حقیقی.»
/