اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت زمان و تفاوت آن با مکان می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج که زمان را صرفاً امری مادی یا وابسته به حرکت اجرام آسمانی می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که زمان در اصل، یک «حس درونی» و «واقعیتِ استمرار» است که انسان در ذات خود آن را درک می‌کند. بحث از اینجا آغاز می‌شود که زمان نه یک امر خارجی مستقل، بلکه عارض بر وجود و بقای اشیاء است. در ادامه، با عبور از تحلیل‌های مادی و فیزیکی، به این نتیجه می‌رسیم که این حسِ «سبق و لحوق» یا همان گذشت، به عالم ماده اختصاص ندارد و در عوالم غیرمادی مانند برزخ و عالم مثال نیز به تناسب خود وجود دارد. در نهایت، این بحث به تبیین روایاتی می‌انجامد که از مقیاس‌های زمانی برای خلقت استفاده کرده‌اند و روشن می‌سازد که این تعابیر، بیانگر حقایقِ وجودی و مراتبِ هستی است، نه صرفاً شمارش سال‌های شمسی یا قمری.

حقیقت زمان و ماهیت گذشت در هستی

10
  • مقام واحدیت همان مقام اراده و مشیت در اسماء و صفات

  • مثل همان مسئله‌اى که راجع به مسئلۀ أحدیة الذات قبلاً خدمت رفقا عرض شد که مقام احدیت و مقام واحدیت آن‌طور که مى‌گویند تفاوت دارد، تفاوت دارد اما آن تذییل بیان مرحوم علامه طباطبائى نسبت به تنزّل مقام احدیت از مقام هوهویت که همان مقام ذات است را عرض کردیم که حالا باید تأمّل در آن کرد. مسئلۀ احدیت با مسئلۀ خودِ آن ذات، تساوى دارد؛ در هرجا که احدیت هست در آنجا ذات هست و در هرجا که ذات هست در آنجا احدیت است. به‌طورکلی مسئلۀ ذات را با مسئلۀ احدیت نمى‌توانیم منفک کنیم ولى مقام واحدیت را [می‌توانیم] مقام واحدیت مقام اراده و مشیت در اسماء و صفات است. در مقام واحدیت است که همۀ موجودات جنبۀ تعیّن و تنزّل پیدا مى‌کنند ولى در مقام احدیت فقط خود ذات است و امکان ندارد شما ذات را بدون حیثیت احدیت اصلاً تصور کنید. یعنى همین‌که مى‌گوید: ذات، احد هم همراهش هست، چه بخواهید و چه نخواهید.

  • اما این‌طور نیست که در ذات علم باشد. نه! هیچ نیست! بله، علم لاینفک از ذات هست ولى نه‌اینکه مساوقٌ لِلذات. مى‌گویید که ذات بدون علم محال است. بله، این را قبول داریم. ذات بدون قدرت محال است، هرجا ذات هست آنجا به همراهش ـ به‌نحو علیت، نه به‌نحو تساوى و تساوق ـ به‌نحو علیت در آنجا خود علم و خود قدرت وجود دارد. بعد هم سایر اسماء و صفات و اینها هستند اما هرجا خود ذات بود، به نفس تصور ذات، تصور احدیت هم در آنجا خواهد آمد. به نفس تصور ذات، تصور حیات و حىّ در آنجا خواهد آمد و اینها با همدیگر فرق و تفاوت مى‌کنند.

  • سبق زمان، عارض بر جسم و ماده

  • مسئلۀ سبق یک جنبه‌اى است که عارض بر خودِ جسم و بر خودِ ماده مى‌شود. حالا چه در اینجا شمس و قمرى باشد، ستارگان و سیاراتى باشند یا نباشند دیگر در اینجا تفاوتى نمى‌کند. یعنى همین‌که بقاء یک وجود را شما تصور مى‌کنید، نفس بقاء وجود یعنى عروض زمان بر او والاّ غیر از این قابل تصور نیست. یعنى همین‌که شما این لیوان و استکان و فنجان را تصور مى‌کنید از کارخانه درآمد، همین‌که تصور کردید، زمان بر آن عارض شد چون نفس تصور این بدون تصور مضى ـ این مضى یعنى عروض، یعنى عروضِ گذشت ـ امکان ندارد. حالا بر آن مضى چه قاعده و قانونى بار مى‌کنید، آن یک مطلب دیگر است. یک وقتى بر این مضى یک دقیقه را به‌حساب مى‌آورید و مى‌گویید که من این را نیم دقیقه به‌حساب مى‌آورم. آن دیگر در دست شماست.