اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت زمان و تفاوت آن با مکان می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج که زمان را صرفاً امری مادی یا وابسته به حرکت اجرام آسمانی می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که زمان در اصل، یک «حس درونی» و «واقعیتِ استمرار» است که انسان در ذات خود آن را درک می‌کند. بحث از اینجا آغاز می‌شود که زمان نه یک امر خارجی مستقل، بلکه عارض بر وجود و بقای اشیاء است. در ادامه، با عبور از تحلیل‌های مادی و فیزیکی، به این نتیجه می‌رسیم که این حسِ «سبق و لحوق» یا همان گذشت، به عالم ماده اختصاص ندارد و در عوالم غیرمادی مانند برزخ و عالم مثال نیز به تناسب خود وجود دارد. در نهایت، این بحث به تبیین روایاتی می‌انجامد که از مقیاس‌های زمانی برای خلقت استفاده کرده‌اند و روشن می‌سازد که این تعابیر، بیانگر حقایقِ وجودی و مراتبِ هستی است، نه صرفاً شمارش سال‌های شمسی یا قمری.

حقیقت زمان و ماهیت گذشت در هستی

11
  • اصلاً چه کسی که گفته شبانه‌روز 24 ساعت است؟! 24 ساعت را خودشان آمدند درست کردند! اصلاً بنده مى‌گویم که شبانه‌روز بیست ساعت است! گفت: دو دو تا هجده‌تا! چه کسی گفت که چهارتا؟! همین است، دلم مى‌خواهد بگویم: هجده‌تا! خب بعضى‌ها این‌طورى مى‌گویند که چهار چهارتا هجده‌تا! خب زور داریم مى‌گوییم: هجده‌تا! تو مى‌گویى: شانزده‌تا؟! حالا ببین شانزده‌تاست یا هجده‌تا! یک شانزده‌ای حالى‌ات کنم تا دیگر یادت برود بگویى: چهار چهار تا شانزده تا! چهار چهار تا مى‌شود هجده‌تا! حواستان باشد!

  • حالا من مى‌گویم که 24 در شبانه‌روز بیست ساعت است. چرا؟! ما آمدیم قرارداد گذاشتیم، ما قرارداد گذاشتیم که شبانه‌روز را تبدیل به 24 ساعت کردیم. حالا یکى مى‌آید مى‌گوید که آقا مى‌خواهم تبدیل به سى ساعت بکنم! باشد! آن درجات را کم مى‌کند، عدد را بیشتر مى‌کند، مى‌شود: سى ساعت.

  • من به یک خانه‌اى در اصفهان رفتم دیدم یک ساعتى هست. هرچه فکر کردم دیدم چرا این عقربه‌اش دارد این‌طورى [به چپ] مى‌گردد؟! گفتم: آقا این عقربه چرا این‌طور است؟! گفت: ما آمدیم یک ساعت درست کردیم که این ساعت اولش اسامى ائمه و فلان و اینها هست و از سمت چپ مى‌گردد مى‌آید سمتِ راست و... گفتم: حالا این چه شد؟! دیدم یک چیزهایى گفت که ... گفتم: مثل اینکه خیلى وقت زیادى دارى! از این وقت زیادى‌ خودت یک‌خرده به ما هم بده، ما آماده‌ایم! آمده ساعتِ برعکس درست کرده که از این‌طرف شروع می‌شود و اینجا اسمش را محمد و على و فاطمه گذاشته و رفته بعد تا به دوازده و...

  • خب حالا این اعتبار است! مى‌گوید: ما این‌طورى کردیم! مگر زورى است؟! اصلاً بنده دلم مى‌خواهد این‌طوری به ساعت نگاه کنم! خب راست مى‌گوید بیچاره! مى‌گوید: من اصلاً دلم مى‌خواهد این‌طور باشد، اصلاً ساعت نصفه مى‌خواهیم درست کنیم فرض کنید عقربه‌اش اینجا بیاید، به‌جاى اینکه یک دور بچرخد دوازده ساعت بیاید تا پایین و تمام‌ بشود. اینها دیگر اعتبارى است.