اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت زمان و تفاوت آن با مکان می‌پردازند. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج که زمان را صرفاً امری مادی یا وابسته به حرکت اجرام آسمانی می‌دانند، بر این نکته تأکید می‌کنند که زمان در اصل، یک «حس درونی» و «واقعیتِ استمرار» است که انسان در ذات خود آن را درک می‌کند. بحث از اینجا آغاز می‌شود که زمان نه یک امر خارجی مستقل، بلکه عارض بر وجود و بقای اشیاء است. در ادامه، با عبور از تحلیل‌های مادی و فیزیکی، به این نتیجه می‌رسیم که این حسِ «سبق و لحوق» یا همان گذشت، به عالم ماده اختصاص ندارد و در عوالم غیرمادی مانند برزخ و عالم مثال نیز به تناسب خود وجود دارد. در نهایت، این بحث به تبیین روایاتی می‌انجامد که از مقیاس‌های زمانی برای خلقت استفاده کرده‌اند و روشن می‌سازد که این تعابیر، بیانگر حقایقِ وجودی و مراتبِ هستی است، نه صرفاً شمارش سال‌های شمسی یا قمری.

حقیقت زمان و ماهیت گذشت در هستی

12
  • حقیقت زمان؛ حس گذشت و استمرار

  • و اینکه ما بخواهیم روى این حساب و کتابى بگذاریم، مسئله‌اى نیست که مسئلۀ واقعى باشد. آنچه که واقعى است این گذشت و بقاء و استمرار است که این استمرار، بقاء، گذشت و مضىّ را خودِ ما در درون خود احساس مى‌کنیم بدون اینکه نیاز به وسیله‌اى باشد. همین‌که شما با شخصى قرار مى‌گذارید که در یک جا بیایید مثلاً در مدرسه بیایید، وارد آنجا که مى‌شوید مى‌بینید نیست، این احساس برایتان پیدا مى‌شود. نه به ساعت نگاه کردید و نه لازم است از شخصى سؤال کنید.

  • یعنى مى‌دانید نیامده یعنى با فرض اینکه نیامده، نه‌اینکه شما تأخیر داشتید. مى‌گویید: آقا این شخص که ما قرار گذاشتیم و نیامده، یعنى نیامده؟!

  • ـ خب نیامده دیگر!

  • ـ یعنى این تأخیر داشت؟!

  • ـ خب بله تأخیر داشت.

  • ـ آقا یعنى این از آن قرار و موعد مقرّر مقصر بود؟

  • ـ بله، مقصر بود.

  • ببینید نیاز نیست از کسى سؤال کنید بلکه در وجود خودتان این مطلب را حس مى‌کنید. این حس را زمان مى‌گویند. به این حس زمان مى‌گویند. دیگر من خیلى توضیح دادم، زیاد توضیح دادم. حالا شما مى‌بینید همین حس را در جایى که ماده نیست دارید. شما مگر خواب نمى‌بینید؟! مگر در برزخ خواب نمى‌بینید؟! مگر در عالم مثال و برزخ نیست؟! مگر در آنجا احساس گذشت نمى‌کنید؟! عیناً آنچه را که در این دنیا برایتان به‌واسطۀ استمرار و بقاء و زمان حاصل مى‌شود، همان را در خواب مى‌بینید. براى ارباب کشف و شهود همان هم در کشف و شهود پیدا مى‌شود، همان هم براى افرادى از بزرگان و اولیاء و آنهایى که اطلاع بر غیب و اینها دارند پیدا مى‌شود؛ یعنى در همان اطلاع بر غیب این مسئله و این حس را دارند منتها آن حس که جنبۀ گذشت دارد، آن حس در طبیعت و در ماده به یک شکل است و همان حس در عالم دیگر وجود دارد. همان گذشت وجود دارد، همان آن وجود دارد، همان توقع و انتظار وجود دارد منتها در آنجا متناسب با خودش فرق مى‌کند. لذا اگر شما بخواهید قوانین و کیفیت گذشت زمان را در آنجا به این دنیا بیاورید یک‌دفعه مى‌بینید پنج دقیقه‌اى که در عالم خواب براى شما پنج دقیقه بود، در اینجا پنجاه سال خواهد بود! مثلاً شما در خواب یک‌دفعه مى‌بینید از یک شهر تا شهر دیگر را در دو ثانیه رفتید و خودتان را یک‌دفعه در آنجا احساس کردید. در خواب و مکاشفات از این مسائل خیلى هست. حالا بفرمایید ببینم اگر پیاده بخواهید از این شهر به آن شهر بروید چقدر طول مى‌کشد؟! سه ماه حداقل طول مى‌کشد، درحالی‌که شما به یک لحظه رفتید، به دو لحظه رفتید؛ یعنى دو لحظه‌اى که در خواب حس کردید اگر دو لحظه بخواهد در قانون فیزیکى اینجا انجام بشود یک‌دفعه پنجاه سال می‌شود. لذا اینجا آیه مى‌فرماید: ﴿وَإِنَّ يَوۡمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلۡفِ سَنَةٖ مِّمَّا تَعُدُّونَ﴾؛1یعنى یوم ربوبى. ﴿كَأَلۡفِ سَنَةٖ﴾ نه‌اینکه واقعاً هزار سال، یک روز کم. نه! یعنى مثل هزار سال مى‌ماند؛ یعنى مقام مقامِ مبالغه است، نه مقام تَعداد. مقام عَدّ نیست. یعنى شاید هم پنجاه هزار سال باشد، شاید هم چهل هزار سال باشد. خدا نمى‌خواهد در اینجا بگوید: یک روزى که در روز قیامت است ﴿كَأَلۡفِ سَنَةٖ مِّمَّا تَعُدُّونَ﴾ یعنى مثل و نظیر آنچه که شما به‌حساب مى‌آورید در این دنیا رویش حساب و کتاب باز مى‌کنید، عدّ مى‌کنید. این تشابه، تشابه دِقِّى نیست که خیلى با دقت و با فرمول و کامپیوترى خدا گفته که دقیقاً هزار سال ـ نه یک دقیقه بیشتر و نه یک دقیقه کمتر ـ با یک یوم ربوبى آمده در اینجا برابرى کرده است.

    1. سوره حج (22) آیه 47. معاد شناسی، ج 6، ص 238:
      «و به‌درستى‌که یک روز در نزد پروردگار تو مثل هزار سال است از سال‌هایى که مى‌شمرید.»