
حقیقت زمان و ماهیت گذشت در هستی
تبیین تفاوت زمان اعتباری با واقعیتِ درونیِ استمرار
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت زمان و تفاوت آن با مکان میپردازند. ایشان با نقد دیدگاههای رایج که زمان را صرفاً امری مادی یا وابسته به حرکت اجرام آسمانی میدانند، بر این نکته تأکید میکنند که زمان در اصل، یک «حس درونی» و «واقعیتِ استمرار» است که انسان در ذات خود آن را درک میکند. بحث از اینجا آغاز میشود که زمان نه یک امر خارجی مستقل، بلکه عارض بر وجود و بقای اشیاء است. در ادامه، با عبور از تحلیلهای مادی و فیزیکی، به این نتیجه میرسیم که این حسِ «سبق و لحوق» یا همان گذشت، به عالم ماده اختصاص ندارد و در عوالم غیرمادی مانند برزخ و عالم مثال نیز به تناسب خود وجود دارد. در نهایت، این بحث به تبیین روایاتی میانجامد که از مقیاسهای زمانی برای خلقت استفاده کردهاند و روشن میسازد که این تعابیر، بیانگر حقایقِ وجودی و مراتبِ هستی است، نه صرفاً شمارش سالهای شمسی یا قمری.
حقیقت زمان و ماهیت گذشت در هستی
13عدم اختصاص زمان به ماده
پس این مسئله هم روشن شد که مسئلۀ زمان این نیست که فقط اختصاص به ماده داشته باشد. زمان یک وضعیتى است که در آن وضعیت ما گذشت را احساس مىکنیم، سواءٌ اینکه این وضعیت و این گذشت در ماده باشد که قوانین ماده را دارد، چه اینکه در غیر ماده باشد؛ در عالم برزخ و مثال و ملکوت سُفلى باشد که [قانون] مطابق با آنجا را دارد، چه اینکه بالاتر باشد که بالاتر و اینها فعلاً بماند و نیازى به آن بحث نیست.
آنچه را که نیاز به آن داریم این است که در روایاتى که دارد فلان خلقت هزار سال قبل است، فلان خلقت چهار هزار سال قبل است، فلان خلقت دو هزار سال قبل است این دیگر در اینجا براى ما روشن مىشود که چرا امام باقر علیهالسّلام فرمودند: هزار سال یا دو هزار سال اما در یک جاى دیگر مىفرمودند: چهار هزار سال، این فقط جنبۀ مبالغهاى و تشبیه دارد نهاینکه چهار هزار سالى ـ سال شمسى یا قمرى ـ که شما دارید. دقیق چهار هزار سال اینطورى خلقت انجام مىشود. اگر اینطور باشد اولین اشکالى که در اینجا وارد مىشود این است که وقتى هنوز ماده نیست، چطور امام علیهالسّلام مىآید زمان را بر یک امر مادى که هنوز وجود خارجى ندارد حمل مىکند؟! پس این در اینجا نمىشود به این کیفیت باشد. إنشاءالله تتمۀ مطلب اگر خداوند توفیق داد براى بعد باشد.
أللهم صلّ على محمد و آل محمّد
