
حقیقت زمان و ماهیت گذشت در هستی
تبیین تفاوت زمان اعتباری با واقعیتِ درونیِ استمرار
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی حقیقت زمان و تفاوت آن با مکان میپردازند. ایشان با نقد دیدگاههای رایج که زمان را صرفاً امری مادی یا وابسته به حرکت اجرام آسمانی میدانند، بر این نکته تأکید میکنند که زمان در اصل، یک «حس درونی» و «واقعیتِ استمرار» است که انسان در ذات خود آن را درک میکند. بحث از اینجا آغاز میشود که زمان نه یک امر خارجی مستقل، بلکه عارض بر وجود و بقای اشیاء است. در ادامه، با عبور از تحلیلهای مادی و فیزیکی، به این نتیجه میرسیم که این حسِ «سبق و لحوق» یا همان گذشت، به عالم ماده اختصاص ندارد و در عوالم غیرمادی مانند برزخ و عالم مثال نیز به تناسب خود وجود دارد. در نهایت، این بحث به تبیین روایاتی میانجامد که از مقیاسهای زمانی برای خلقت استفاده کردهاند و روشن میسازد که این تعابیر، بیانگر حقایقِ وجودی و مراتبِ هستی است، نه صرفاً شمارش سالهای شمسی یا قمری.
حقیقت زمان و ماهیت گذشت در هستی
5اما یک مطلبى در اینجا مخفى است و آن این است که از شما سؤال مىکند: آیا این رنگ زردى که این لباس دارد، این قماش یا این عبا دارد رنگش رنگ اصلى است یا رنگش بهواسطۀ تبدّل لون است؟ شما مىگویید: هان! دو ماه، سه ماه گذشته و این عبا در همینجا بوده و فراموش شده که بیایند بردارند، رنگش از سیاهى به قرمزى برگشت. این فرش که در اینجا افتاده است چون آفتاب مستقیم به آن خورده است رنگش از قرمزى به زردى برگشت.
این زمان را این شخص نمىداند ولى شما مىدانید. آنچه که همه مىدانند، این لون است آنچه که فقط شما مىدانید، غیر از تبدل لون، یک چیز دیگر است که آن عبارت از زمان است. حالا مىگویند: چه مدت بود؟! شما مىگویید: سه ماه بود، سه ماه چقدر است؟ سهتا سى روز است. روز چیست؟ مىگویید: صبح نگاه کن چه بود؟ مىگوید: این را مىدانم. میگویید: غروب را هم نگاه کن وضع چطور است، از صبح تا غروب را مىگویند: یک روز. نودتا از این حالت گذشت و بعد از او این رنگ به این کیفیت و به این رنگ درآمد.
اسم این را زمان مىگذارند. پس اینکه مىگویند: زمان یک امر نسبى است، همۀ این حرفها چرتوپرت است، زمان نه امر نسبى است، نه امر واقعى خارجى است و این مزخرفاتى که درمىآورند: اگر یکى به سرعت نور برود و از اینطرف برگردد، به شکم مادرش برمىگردد و همینطورى هم به جاى دیگر برمىگردد و شاید عروسى بابا و ننهاش را هم یادش بیاید! این حرفها همه بازىهایى است که فیزیک و متافیزیک آمده مخلوط شده و این بازى را درآوردهاند.
زمان یک امر اعتبارى، براساس احساس شخص
زمان یک امر اعتبارى است براساس احساسى که شخص مىکند. هیچ فرق هم نمىکند. شما الآن با سرعت مورچه از اینجا تا آنطرف بروید، یک زمان سیر مىکند، اگر با سرعت فوق نور هم از اینجا به آنجا بروید، همان است و تفاوتى نمىکند. هردو گذشت است، هردو مضىّ است، هردو سیر است، هردو تغیّر و تبدّل است، نه نور در اینجا دخالتى دارد و نه حرکت صوت در اینجا دخالتى دارد. نه هیچ چیز از اینها. هیچکدام از اینها دخالتى در این مسئله ندارد. آنچه که دخالت دارد، احساس شما بر این است که یک چیزى در اینجا واقع شده است! فقط آن است. چه احساسى است که براى ما حاصل مىشود، بهواسطۀ آن احساس مىبینیم که مسئله تفاوت مىکند، مىبینیم که فرق مىکند. بهواسطۀ آن احساس است که به افراد اعتراض مىکنیم! بهواسطۀ آن احساس است که از یکى خوشمان مىآید، بهواسطۀ آن احساس است که از یکى بدمان مىآید.
