
جلسه ۷۶۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 4/12/1433
جلسه ۷۶۴
12اگر من نباشم تو كی میتوانی ظهور پیدا كنی؟ ظهور پیدا كن ببینم!1 ما هم برای خدا شاخ و شانه میكشیم! میگوییم خدایا درست است كه تو هستی و ما هستیم و قالب هستی و ... اینها را قبول داریم. ولی از آن طرف هم اگر ما نباشیم خدایی تو پس اینجا چه فایدهای دارد؟ چه نفعی در اینجا ... باید ما باشیم تا تو بتوانی خداییات را بتوانی نشان بدهی. باید ما باشیم تا تو خالقیتت را بتوانی ابراز كنی. اگر من نباشم، شما هم نباشد، آن هم نباشد، پس خدا چكار میكند؟ دستش را میگذارد روی سرش قلیان میكشد! خب اینكه ... كاری كه نمیتواند انجام بدهد. باید یك انسانی باشد، باید یك ظهور خارجی باشد، باید یك مخلوقی باشد، باید یك معلولی باشد تا علّت در جنبه علیتش تحقق پیدا كند و الّا دیگر علت نیست، خب آن كه دیگر خالق نیست، این خلقی نكرده، این كه هنوز خلقی نكرده، این كه هنوز خلقی نكرده، این كه هنوز ظهور پیدا نكرده، در همان صرافت خودش هست، در همان مقام احدیه الذات خودش باقی میماند. پس میفرماید كه:
«ظهور تو به من است و وجود من از تو» تا من نباشم این ظهور در كجا می تواند تحقق پیدا كند؟
پس بنا بر این مسئله قدر به این وسیله دیگر روشن شد، حالا این روایاتی كه در این زمینه هست طبعاً رفقا اینها را به آن میرسند و مطالعه میكنند و به این نكته توجه كنید كه در این روایات و احادیث آیات و اینها كه آمده، اینها همه جنبه تغییراتی دارد كه در نفس خود مقام قضاء و قدر آن تغییرات آن به این كیفیت بیان شده، نه اینكه تغییری نبوده است و بعد تغییرپیدا شده است. یك وقت میگوییم آقا تغییر و تحوّل نبوده، همینطور كه ما الآن هسستیم، در خود آن مقامات علوی و ربوبی تغییر و تحولات بوده. این مسائل هست.
- براى اطلاع بر شعر رجوع شود به کتاب شريف روح مجرد ص ٥٧٨
