
جلسه ۷۶۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 5/12/1433
جلسه ۷۶۵
11خب این مطلب همان مطلبی است كه ما عرض كردهایم كه در آنجا در آن مقام، مقام تحوّل و مقام تبدّل وجود ندارد بلكه أمر ثابت أزلًا و أبداً و چنانچه دیروز عرض كردیم، اصلًا گذشته و آینده و حالی دیگر در صورت ثبوت وجود ندارد، این مطلب همان را میرساند.
حالا اگر شما بیایید توجه كنید، نگاه به آیه قرآن كنید، در آیه قرآن میفرماید: هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ ...1
در اینجا حضرت میفرمایند كه: لم یسبق له حال حالا فیکون أولا قبل أن یکون آخرا این را با این آیه یك نحوهای باید ما نزدیك كنیم و به هم یك تناسبی بین این دو مسئله ایجاد كنیم و بعد میفرماید و ... وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ2
یك روایت دیگر دارد كه ـ ظاهراً روایت از موسی بن جعفر است ـ أنه یعود بعد فناء الدنیا وحده لا شیء معه کما کان قبل ابتدائها فذلک یکون بعد فنائها بلا وقت و لا مکان و لا حین و لا زمان3
خب این روایت هم خب در اینجا كه آن طور كه به نظر میآید ظاهراً از موسی بن جعفر است؛ كه مقام ابتدا با مقام انتها یكی است و مقام اوّل با مقام آخر یكی است. و اوّلی ندارد تا اینكه آخری داشته باشد. در حالی كه ما در آیه قرآن داریم: هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ4
اوّل اوست و آخر اوست؛ اوّل نسبت به چه؟ هو الأول بالنسبه إلی کلّ شیء موجود فی ظرف الوجود و هو الآخر بالنسبه إلی کل شیء موجود فی الظرف الوجود5
این اولیت و آخریت را چطور ما بتوانیم ترسیم كنیم؟ چطور بتوانیم امری را موجود تصور كنیم كه در عین حال اولیت و آخریت دارد؟
یا اینكه فرض كنید كه روایتی كه از موسی بن جعفر است، چون در اینجا ما دو روایت داریم، یكی روایت از امام صادق علیه السلام است كه كان الله و لم یكن معه شیء كه این هم از امیرالمؤمنین روایت شده و هم از امام صادق. خب این كان الله و لم یكن معه شیء، به حسب ظاهر خیلی معنای سادهای دارد: ذات پروردگار قبل از مرحله خلقت فقط خود او بود و هیچ چیزی قرین با او و مصاحب با او نبود. خب این دلالت بر همان توحید ذاتی میكند و وحدانیت او میكند كه قرینی نداشته، و نه به نحو علیت و معلولیت، و نه به نحو معلولین تحت عله واحده. هیچكدام از اینها نبوده.
- سوره الحديد (٥٧) آيه ٣
- سوره الحديد (٥٧) آيه ٣
- نهج البلاغه خطبه ١٨٦
- سوره الحديد (٥٧) آيه ٣
- براى اطلاع بيشتر رجوع شود به کتاب معاد شناسى ج ٦ ص ١٩٤ تا ١٩٩ و امام شناسى ج ١٥ ص ٢٨٢ تا ٢٥٨٤
